معرفی کتاب و کتابفروشی اینترنتی قفسه

نقد، بررسی و فروش کتاب با تأکید بر محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

معرفی کتاب و کتابفروشی اینترنتی قفسه

نقد، بررسی و فروش کتاب با تأکید بر محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

معرفی کتاب و کتابفروشی اینترنتی قفسه
Qafase.ir
من حمید درویشی شاهکلائی هستم؛ پژوهشگر، ویراستار و کتابفروش
دانش‌آموخته دکتری رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
اینجا درباره کتابهایی که خوانده‌ام، می‌نویسم.
با راه‌اندازی کتابفروشی اینترنتی قفسه، شما می‌توانید کتاب‌های موجود را سفارش بدهید.
اطلاع از موجودی و خرید درباسلام: b2n.ir/bkbk
خرید مستقیم کتاب در بله: http://ble.ir/hdarvishi
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

product.name

    • نویسنده: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
    • قطع: رقعی (پالتویی)
    • ناشر: انتشارات شهید ابراهیم هادی
    • تعداد صفحات: 166
    • سال نشر چاپ اول: 1399
    • ابعاد: 20.11

    این کتاب را می‌توانید مستقیماً از من در پیام‌رسان ایرانی بله یا در باسلام بخرید.

    معرفی کتاب بازگشت

    کتاب بازگشت را گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر کرده است. مرگ و آنچه پس از آن اتفاق می‌افتد، همیشه برای بشر سؤال اساسی بوده. ادیان و مذاهب از تداوم حیات پس از مرگ خبر داده‌اند، اما در بیشتر آن‌ها، در مورد پدیده مرگ و حوادث پس از آن، به برخی داستان‌ها و حکایت‌های محدود اشاره شده، فقط در اسلام است که حدود یک سوم آیات قرآن و قسمت زیادی از روایات، به موضوع معاد اختصاص دارد. با این حال، همه به دنبال اطلاعات بیشتر در این زمینه هستند.

    در سال‌های اخیر، با پیشرفت‌هایی که در رشته پزشکی و فرایند احیای بیماران بوجود آمده، روزنه‌هایی به جهان ناشناختهٔ پس از مرگ ایجاد شده است. «تجربیات نزدیک به مرگ» یکی از این روزنه‌هاست که کثرت شواهد ارائه‌شده از طریق آن، حتی توجه بسیاری از دانشمندان را نیز به خود جلب و آنان را وادار به تحقیق و پژوهش در این زمینه کرده است.

    یکی از مهم‌ترین پیام‌های تجربه‌کنندگان نزدیک به مرگ این است که زندگی ما و جهان، براساس حساب وکتابی خلق شده و دارای معنا و هدف است و با مرگ پایان نمی‌یابد.

    این کتاب روایت‌های معتبری است از کسانی که نزدیکی به مرگ را تجربه کرده‌اند.

    خواندن کتاب بازگشت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

    این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به خواندن تجربیات نزدیک به مرگ پیشنهاد می‌کنیم.

    بخشی از کتاب بازگشت

    این دختر کوچک محبت خاصی به من داشت. یادم هست هرگاه ظرف شراب را در دست می‌گرفتم که بنوشم، آن را از دستم می‌گرفت و بر لباسم می‌ریخت.

    اما دوران خوشی من با این کودک طولانی نشد. دوسه ساله بود که مریض شد و از دنیا رفت.

    مرگش خیلی مرا غصه‌دار کرد. شب جمعه‌ای شراب خوردم و نماز نخوانده خوابیدم.

    یکباره دیدم گویا قیامت شده! همه از قبرها بیرون آمده و به سوی محل حسابرسی اعمال می‌رفتند.

    من هم به راه افتادم. یکباره از پشت، صدایی شنیدم! وقتی برگشتم مار سیاه و بزرگی را دیدم که بزرگتر از آن تصوّر نمی‌شد!

    مار با سرعت به سمت من می‌آمد و دهان بزرگش را باز کرده بود. با ترس و لرز و باسرعت می‌دویدم. او هم به سرعت مرا دنبال می‌کرد.

    در راه پیرمردی مهربان را دیدم، باعجله سلام کردم و گفتم: به فریادم برس. گفت: در برابر این افعی ناتوانم، ولی سریع برو، شاید خداوند نجاتت دهد.

    با سرعت فرار می‌کردم تا اینکه به مقابل دره عمیق جهنم رسیدم. طبقات و عذاب جهنم پیدا بود. نزدیک بود همان‌جا از ترس بمیرم.

    پشت سرم را نگاه کردم، دیدم آن مار همین‌طور نزدیک می‌شود، می‌خواستم از ترس مار، خودم را به جهنم بیاندازم. صدایی گفت: برگرد، تو اهل اینجا نیستی.

    دلم کمی آرام شد. بعد دیدم مار هم برگشت و مرا دنبال نمی‌کند! برگشتم تا به همان پیر رسیدم، گفتم: چرا مرا کمک نکردی؟

    گفت: من ناتوانم، لکن برو به سمت این کوه. در آنجا امانت‌های مسلمانان است، اگر تو هم امانتی داشته باشی تو را یاری خواهد کرد.

    باتعجب به سراغ آن کوه رفتم. دیدم در آن اتاق‌هایی است که جلوی آن‌ها پرده‌هایی قرار دارد و درب‌هایی از طلا و جواهر دارد!

    باتعجب دیدم دوباره آن مار به دنبال من است. دویدم به سمت آن کوه، وقتی نزدیک شدم، ملکی فریاد زد: پرده‌ها را کنار بزنید، درها را باز کنید و بیرون آیید، شاید این بیچاره در بین شما امانتی داشته باشد که او را از شر دشمن پناه دهد.

    یکباره دویدم بچه‌هایی که صورت‌شان مانند ماه می‌درخشید بیرون آمدند. مار وحشتناک حسابی به من نزدیک شده بود، یک نگاهم به آن بچه‌ها بود و یک نگاهم به پشت سرم.

    کودکان بیرون آمدند. دیدم دخترم که مرده بود جلو آمد. تا مرا دید گریه کرد و گفت: این پدر من است، دست چپش را در دست راست من گذاشت و با دست راست به آن مار اشاره کرد.

    ----

    با توجه به شمارگان میلیونی سه دقیقه در قیامت، احتمالاً شما هم آن را خوانده‌اید و با #تجربه_نزدیک_به_مرگ آشنا هستید. کتاب بازگشت در همان فضاست، بنابراین برایتان جذابیت کمتری خواهد داشت اما از نظر محتوایی قوی‌تر است و با تجربیات نزدیک به مرگ از صدر اسلام، جبهه، خارج کشور و... از زوایای دیگر مواجه می‌شوید.

    گروه فرهنگی #شهید_ابراهیم_هادی

    چاپ اول ۱۳۹۹، پالتویی، ۱۶۶ صفحه

    #معاد

    درباره نویسنده

    گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی نیاز به معرفی ندارد. این گروه با معرفی شهید ابراهیم هادی در قالب کتاب «سلام بر ابراهیم» شروع به فعالیت کرد. این کتاب رکورد کتاب خاکهای نرم کوشک را شکست. این گروه که کاملاً متعلق به بخش خصوصی است و مخلصانه و جهادی فعالیت می‌کند، به مرور انتشارات شهید ابراهیم هادی را راه‌اندازی کرد. گفتنی است کتابهای پرفروشی چون شاهرخ، عارفانه، پسرک فلافل‌فروش و... از تولیدات همین گروه است. برخی گروه‌ها در شهرستان‌ها نیز با گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی در تولید محتوای کتابها همکاری می‌کنند. اخیراً این گروه توانسته در موضوع تجربه نزدیک به مرگ چهار کتاب پرفروش به نام سه دقیقه در قیامت، بازگشت،‌ شنود و با بابا منتشر کند. کتابهای گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی را می‌توانید مستقیماً از من در بله یا در باسلام بخرید.

    کتابهای مشابه در حوزه تجربه نزدیک به مرگ از همین ناشر

    سه دقیقه در قیامت

    شنود

    با بابا



     


     

     

     

    نظرات (۰)

    افتخار بدهید و اولین نظر را شما بنویسید؛ سپاس

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی