معرفی کتاب و کتابفروشی اینترنتی قفسه

نقد، بررسی و فروش کتاب با تأکید بر محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

معرفی کتاب و کتابفروشی اینترنتی قفسه

نقد، بررسی و فروش کتاب با تأکید بر محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

معرفی کتاب و کتابفروشی اینترنتی قفسه
Qafase.ir
من حمید درویشی شاهکلائی هستم؛ پژوهشگر، ویراستار و کتابفروش
دانش‌آموخته دکتری رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
اینجا درباره کتابهایی که خوانده‌ام، می‌نویسم.
با راه‌اندازی کتابفروشی اینترنتی قفسه، شما می‌توانید کتاب‌های موجود را سفارش بدهید.
اطلاع از موجودی و خرید درباسلام: b2n.ir/bkbk
خرید مستقیم کتاب در بله: http://ble.ir/hdarvishi
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
چند فهرست از کتاب‌های نسبتا خوب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

۱۲ مطلب در خرداد ۱۴۰۳ ثبت شده است

#تازه_های_نشر    
عنوان کتاب: چرا کسی تا حالا بهم نگفته بود    پدیدآور اصلی: جولی اسمیت
مترجم: کمال خسروی    ناشر: مون
تعداد صفحه: 312    موضوع: روانشناسی
سال نشر: 1402


این کتاب شامل یادداشتهایی درباره بهداشت روانی است. جولی اسمیت نویسنده کتاب است. او یک متخصص در حوزه روان درمانی است و سالها در این زمینه تجربه دارد. جالب اینجاست که او تجربه موفقی در استفاده از شبکه های اجتماعی برای ارائه بحثهای خود داشته است. جولی اسمیت، نتیجه سالها تجربه خود در درمان و مشاوره را در قالب این کتاب مفصل ارائه داده است. این کتاب از هشت بخش  36 فصل تشکیل شده است. او به موضوعاتی مثل افسردگی، انگیزش، احساسات، مواجهه با مصیبت، خودباوری، ترس، استرس و معناداری زندگی پرداخته است. او در فصول مختلف به تناسب از اشکال و قسمتهایی چون «این کار را امتحان کنید» و «جعبه ابزار» استفاده کرده است تا هم ایده خود را گویاتر کرده باشد و هم راه حلهای عملیاتی برای کمک به مخاطب ارائه داده باشد.

1- قلم ریز است. حجم کتاب هم با توجه به محتوای آن زیاد است. در نتیجه مخاطب ممکن است هرگز کتاب را نخواند یا آن را به پایان نرساند. اما بعضی جنبه های صفحه آرایی ستودنی است مثل تنوع بجای قلم و استفاده از نمادها برای قسمتهای مختلف.
2- ارجاع دهی به منابع خوب است. اما متأسفانه در انتهای کتاب خبری از کتابنامه نیست تا مشخصات دقیقی از منبع مورد استفاده یافت شود.
3- ارائه خلاصه هر فصل در پایان آن، اتفاق خوبی بود. اما برخی خلاصه ها تمام مطالب اصلی فصل را پوشش نمی‌دادند.
4- کتاب از پشتوانه علمی و نظری قدرتمندی برخوردار است. نویسنده در این زمینه متخصص است و صاحب سالها تجربه.
5- کتاب در ارائه راه حلهای عملی موفق بوده است. 
6- کتاب به گونه ای خودخوان تنظیم شده است. 
7- برخلاف کتابهای مرسوم روانشناسی موفقیت که به شدت زرد و مثبت گرا هستند، این کتاب را باید جزو آن دسته از کتابهای حوزه خودیاری و ارتباطات فردی دانست که واقع گراست. خبری از مثبت اندیشی افراطی سایر کتابها نیست. بلکه بر پذیرش چالشهای روانی، شناخت آنها و چگونگی تعامل با آنها تأکید دارد. این رویکرد مهمی است که ما درست تشخیص بدهیم چه چیزی مسئله روانشناختی است و نیاز به درمان دارد و چه چیزهایی واقعیتهای زندگی هستند و جای نگرانی ندارند.
8- این کتاب بیش از اینکه مهارتهای روان درمانی باشد، مهارتهای زندگی است.
9- کتابهای روانشناسی زرد عمدتاً مبتنی بر نیاز بازار، یک حس خوب یا یک راه حل جادویی را به مخاطب می‌فروشند، اما دست این کتاب در این زمینه تقریباً تهی است و ممکن است برخی خوانندگان با خواندن این کتاب این حس را داشته باشند که چیز جدیدی به آنها اضافه نشده است. بنابراین این کتاب تنها برای کسانی که اطلاعاتی در این زمینه ها ندارند، مفید است.
10- این کتاب هم مانند سایر آثار پرفروش خارجی توسط ناشران مختلف با ترجمه های متفاوت منتشر شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۰۳ ، ۱۳:۵۷
حمید درویشی شاهکلائی


تازه های نشر جنگ‌های کفشی، لیز پیشون، نشر هوپا، ترجمه مونا توحیدی ۴۴۸ صفحه مخاطب: #نوجوان ۸ تا ۱۰ سال

خلاصه #داستان: وندی دنبال تصاحب کفش پرنده است تا جایزه کفش طلا را از آن خود کند. او یک سلطان کفش است اما شرور است.
بررسی:
روابط علی معلولی و شخصیت پردازی ها ضعیف است.
مشخص نیست چرا وندی حشرات نایاب یا مارها را نگهداری میکرد؟ چرا پسرش دقیقاً چند دقیقه قبل از مسابقه باید سراغ مارها برود؟ و...
حجم 450 صفحه‌ای برای مخاطب 8 تا 10 سال زیاد است. البته پشت جلد مخاطب کتاب تا ۱۴ سال عنوان شده که قطعا داستانش کشش این سن‌ها را ندارد.
به تعبیر برخی منتقدان داستان پوچ است. چیز خاصی برای یادگیری یا لذت بردن وجود ندارد.
شخصیت‌ها و قهرمانان کتاب به طرز عجیبی توسری‌خور هستند.
همه خانواده‌های حاضر در کتاب، تک‌والد هستند! حداکثر هم دو فرزند دارند!
این یک رمان تصویری نیست، به طرز آزاردهنده‌ای مصور است و تنوع و تکثر اندازه و انواع قلمهایش بی‌هویتی عجیبی را پدید آورده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۰۳ ، ۰۹:۰۱
حمید درویشی شاهکلائی


کتاب سه مرد در برف;
کتاب داستان سه مرد در برف، اثر اریش کستنر، نشر محراب قلم

خلاصه داستان:
آقای توبلر یک میلیونر و مالک کارخانجات فراوان است. او به طور ناشناس به عنوان یک مرد فقیر در مسابقات یکی کارخانه‌جاتش شرکت کرده است و برنده شده است! آقای هاگه دورن که مدرک دکتری دارد اما بیکار، فقیر و مجرد است، برنده دیگر این مسابقه است. جایزه هم گذراندن دو هفته تعطیلات در یک هتل کوهستانی است. توبلر تصمیم می‌گیرد با ظاهر فقیرانه به آنجا برود...
چند نکته:
1- این دو کتاب توسط دو مترجم دیگر از جمله سروش حبیبی هم ترجمه شده است. متأسفانه آقای حبیبی که مترجم معتبرتری هستند، عنوان کتاب را از سه مرد در برف به «سه نفر در برف» تغییر داده اند.
2- کتاب برای مخاطب 9 تا 99 سال مناسب است؛ مضامین، نثر روان، موقعیتهای قابل فهم و... همچنین از نظر ظاهری و صفحه آرایی، اندازه قلم مناسب و... هر چند مصور نیست، اما چشم را خسته نمی‌کند و به اندازه کافی مناسب است.
3- ما از جامعه خشک آلمانی، انتظار ادبیات طنز نداریم اما آثار کستنر به ویژه خواهران غریبش نوعی طنز دلنشین در خود دارند که در ترجمه برای فرهنگهای مختلف هم زیبایی خود را حفظ می‌کند.
4- نویسنده توانسته رسالت انتقادی طنز را هم حفظ کند؛ مثل اینکه دارنده مدرک دکتری بیکار است یا رفتار ریاکارانه مردم در برخورد با دیگر انسانها حسب جایگاه اقتصادی آنها.
5- یکی از مضامین برجسته کتاب همان داستان معروف ایرانی است که «آستین نو بخور پلو». به قول شاعر «تن آدمی شریف است به جان آدمیت، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت» توبلر چون لباس ثروتمندان را نپوشیده بود، انسانیت او را هم قبول نداشتند و با تحقیرهای فراوان او را از خود دور میکردند.
6- از نکات منفی میتوان به «تطهیر زندگی اشرافی ثروتمندان» اشاره کرد. علی رغم اینکه با یک اثر قرن بیستمی مواجه هستیم، نویسنده هیچ نقدی را متوجه زندگی در کاخ، داشتن خدمتکاران فراوان و... که الگوی سبک زندگی قرن 19 اشراف است، نمی‌کند. گفتنی است شخصیت اول کتاب، یک ثروتمند عاقل، جذاب، مردم‌دار و صبور است. او برای درک بیشتر مردم عادی، خود را در کسوت فقیران درآورد و تبعیض رفتاری با گوشت و پوست و استخوان لمس کرد.
کتاب #داستان سه مرد در برف، #اریش_کستنر ترجمه #کمال_بهروزنیا نشر #محراب_قلم 256 صفحه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۰۳ ، ۰۷:۳۹
حمید درویشی شاهکلائی
عنوان کتاب: من مینوتار هستم پدیدآور اصلی: آنتونی مک گان
مترجم: فریده خرمی ناشر: پیدایش
تعداد جلد: 1 مخاطب: نوجوان
تعداد صفحه: 80 موضوع: اضطراب،طردشدگی

 

چاپ اول 1402



خلاصه داستان:
داستان با راوی سوم شخص شروع میشود. از کودکی به اسم متیو که جزو افراد حاشیه ای اجتماع است. همکلاسیهایش او را گربه بوگندو صدا میزنند و مسخره میکنند. او خودباوری ندارد. او فقیر است. در ضمن، مادرش هم بیمار است و باید از او مراقبت و پرستاری کند. او آب گرم برای حمام کردن ندارد. مورد اذیت و آزار دیگر دانش آموزان است. بالاخره به مدرسه راهنمایی میرود اما اوضاع بهتر نمیشود. ما متوجه میشویم راوی اول شخص است اما خجالت میکشید خودش را معرفی کند!
(خطر لو رفتن داستان) کلاس نهمی میشود. او تلاش میکند با یکی از همکلاسیها به اسم اری دوست شود. به مناسبت تولدش یک شعر میگوید و به طور مخفیانه به دستش میرساند. آری هم نسبتاً در طبقه فقراست. پدرش به سختی توانسته دوچرخه ای برای او تهیه کند. دوچرخه دزدیده میشود. متیو با اسم مستعار مینوتار با دزدان دوچرخه قرار میگذارد و آن را از دست آنها می رباید! اما دوستان اری فکر میکنند او خود دزد دوچرخه بوده است. دزدان واقعی متیو را می یابند و به باد کتک میگیرند که دیگران سر میرسند و حقیقت آشکار میشود. پایان داستان البته چندان گل و بلبل نیست. فقر خانوادگی متیو ادامه دارد و رفاقت خاصی بین او و اری شکل نمیگیرد اما متیو خود را به عنوان عضوی از گروه خرخوانهای مدرسه باور میکند!

بررسی:
1- کتاب برای مخاطب نوجوان، جذابیت بصری ندارد. مصور نیست. قلمها هم ریز و نامناسب هستند و... 
2- به نظر میرسد مترجم در انتخاب معادلها خوش سلیقه نبوده است. بعضاً عبارتها به شدت گل درشت و نچسب هستند. بسیاری از گفتگوها متناسب با مخاطب نوجوان باید تعدیل شوند.
3- ایده اصلی کتاب این است که «طرد شده ها هم قدرت دارند» و این را به صورت درشت روی جلد نوشته است. اما غلبه فضای داستان برعکس است. یک فضای به شدت تلخ و سیاه و به همین نسبت هم غیرقابل باور. حتی در بخش پایانی که گروه خرخوانها جلوی اراذل و اوباش ایستادگی میکنند و وارد درگیری میشوند، باورپذیر نیست. رفتار متیو با آنها هم قابل باور نیست. 
4- چه بسا این کتاب با یک ترجمه و طراحی دیگر برای نوجوانی که دچار انزواگرایی و ضعف خودباوری هستند، مناسب باشد. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۰۳ ، ۰۷:۴۵
حمید درویشی شاهکلائی

هدف گذاری برای موفقیت

کتاب هدف گذاری برای موفقیت، آنابل بک وید، ترجمه سلیم کرمی انتشارات تمدن علمی
پس از دو مقدمه (یادداشت نویسنده و نحوه استفاده از این کتاب)، خواننده را با این نگرش که انتخاب هدف مربوط به خود شماست و نیاز به اجازه کس دیگری ندارید، وارد فصل اول کتاب می‌کند. در آنجا به بیان نکات و تجربیات پیرامون پایه ریزی هدف می‌پردازد. نویسنده سؤالهای متعددی از خواننده اثر می‌پرسد تا مطمئن شود آنچه انتخاب شده است، هدف است نه خیال. همچنین اینکه چرا می‌خواهید به این هدف برسید و چه نسبتی با ارزشهای شما دارد.
موضوع فصل بعدی، پالایش هدف به شیوه اسمارت است تا هدف مشخص و سنجش پذیر و... شود. فصل سوم با عنوان طرح ریزی آن را به مرحله عمل نزدیک می‌کند. فصل چهارم اما به عزت نفس می‌پردازد! چرا که تقویت آن برای موفقیت لازم است! نویسنده در فصل بعد به آموختن مهارتهای لازم برای رسیدن به هدف میپردازد و انواع هوشها را مرور می‌کند. در فصل بعدی از حفظ انگیزه می‌گوید و سرانجام به شرکت در نبرد برای موفقیت دعوت می‌کند.
کتاب هدف گذاری برای موفقیت، آنابل بک وید، ترجمه سلیم کرمی انتشارات تمدن علمی
128 صفحه، قطع رقعی، چاپ دوم 1402

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۰۳ ، ۰۷:۵۴
حمید درویشی شاهکلائی

تازه های نشر
کتاب عمه بدجنس، اثر دیوید والیامز، ترجمه مریم رفیعی، نشر گیسا
356 صفحه
چاپ اول 1402


خلاصه داستان

داستان در سال 1933 انگلستان اتفاق می افتد. عمه آلبرتا یک زن شرور است. او دوست دارد یک موزه درباره جغدها بسازد. به همین منظور عمارت خانوادگی اشرافی شان را میخواهد تصاحب کند. با یک تصادف ساختگی برادرش را از بین می برد اما متوجه میشود به امضای برادرزاده نیاز دارد تا ملک عمارت را به نام خودش انتقال مالکیت بدهد. از دروغ و تهدید و شکنجه و همه ابزارهای ممکن استفاده میکند تا برادرزاده 12 ساله اش، استلا اولاً جای سند را به او بگوید و ثانیاً آن را امضا کند. او حتی استلا را زندانی میکند. در زندان، استلا با روح یک پسر نوجوان 12 ساله دودکش پاک کن که از قضا در همان عمارت مرده است، آشنا میشود.

(خطر لو رفتن داستان) آنها به یکدیگر کمک میکنند تا در برابر عمه پیروز شوند. عمه اما جای سند را پیدا میکند و نهایتاً امضای دخترک را میگیرد. سرانجام ماجرا اما چیز دیگری است. آنها متوجه میشوند آن پسر نوجوان در حقیقت، عموی استلا و مالک حقیقی عمارت است که سالها قبل توسط آلبرتا کشته شده است. (و البته پیش از آن هم توسط آلبرتا به رودخانه انداخته شده بود اما نجات یافته بود.) جغدها به کمک نوجوانان می آیند و عمه را شکست میدهند. آن عمارت هم به پرورشگاه تبدیل میشود.

بررسی
1- این کتاب پیشتر توسط یک مترجم و ناشر دیگر منتشر شده بود. اسم قبلی کتاب: عمه ترسناک. به نظر میرسد عمه وحشتناک برای awful ترجمه بهتری باشد. البته مطابق محتوای داستان، عبارت بدجنس عنوان مناسب تری برای کتاب است.
2- کتاب مصور است. همچنین از نظر جذابیت بصری (صفحه آرایی، انتخاب قلم و...) برای مخاطب نوجوان (8 تا 16 سال) مناسب است.
3- از نظر نثر نویسنده و نیز جذابیتهای داستانی برای مخاطب نوجوان (10 تا 14 سال) مناسب است.
4- نویسنده یک نویسنده موفق و پرفروش و همچنین یک بازیگر و شخصیت تلویزیونی است. کتابهای مختلفی از او در سطح جهانی و کشور ما ترجمه شده است.
5- از نظر موضوعی کتاب را باید در دسته ادبیات وحشت (داستان ارواح) طبقه بندی کرد اما به طور نصفه نیمه با یک کار طنز و خنده دار مواجهیم. واقعاً نمیشود این کتاب را جزو این دسته ها طبقه بندی کرد. به اندازه کافی طنز نیست، به اندازه کافی هم ترسناک نیست.
6- کتاب از جهت برخورداری از پیامهای محتوایی و اخلاقی، دچار فقر است. شاید تنها مضمون مورد توجه در این زمینه، تبدیل عمارت بلااستفاده به پرورشگاه در صفحات پایانی کتاب باشد.
7- ما در کتاب با مجموعه‌ای از قتلها، خرابکاریها و خشونتها مواجهیم که وجه چندانی ندارند. در برخی موارد هم روابط علی معلولی در نیامده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۰۳ ، ۱۱:۰۱
حمید درویشی شاهکلائی

#تازه_های_نشر 

#خطر_لو_رفتن_داستان 

مهرآور اسم نوجوانی است که شخصیت اصلی کتاب است. پدرش طرفدار #مشروطه‌ است و به همین دلیل پسرش را زندانی کرده‌اند! خلاصه پسر با کمک دوستان پدر از زندان فرار می‌کند ولی در راه به چنگ راهزنان می‌افتد و مشکلات یکی از پی دیگری رخ می‌نمایند. علاوه بر راهزنان، کاروانسرادار هم تیغ می‌زند. قنات خشک شده است و درختان باغ مادربزرگ خشک شده‌اند. وبا آمده است و مادربزرگ و... مرده‌اند. اما مهرآور عزمش را جزم کرده تا قنات را احیا کند. هم اهل تلاش است و هم کنجکاو. مهم‌تر از اینها شجاع است و پیگیر. همین می‌شود که راز خشکی قنات را کشف می‌کند و یک‌تنه به سراغش میرود. 

 

#داستان شروع خوبی داشت. البته جا داشت گره‌آفرینی‌ها پردازش بیشتری داشته باشد و حجم کتاب هم یک‌چهارم بیشتر شود. 

این کتاب، از جهت محتوایی، تصویری از فرهنگ و تاریخ گذشته نه چندان دور به دست می‌دهد. ارزش میراث تاریخی و بین‌نسلی را برای #نوجوان پررنگ می‌کند. همچنین بی‌شک نوجوانان کتاب، با خواندنش تشویق می‌شوند برای #امام_رضا وقف‌های بلندمدت کنند. نوجوان کتاب، بن‌بست نمی‌شناسد و متوقف نمی‌شود. نویسنده در کنار نمایش ظلم و بدی‌ها، خوبی‌ها و کمک به دیگران را؛ آن هم کمک بی‌منت و بدون توقع به خوبی نشان داده است. پایان کتاب هم که با بازگشت پدر، پیروزی انقلاب مشروطه و احیای قنات همراه است، شیرین است. 

 

مادربزرگ منتظر است، #یوسف_یزدیان_وشاره، #به_نشر، 160 صفحه، چاپ اول 1402

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۰۳ ، ۱۸:۴۳
حمید درویشی شاهکلائی
شنبه, ۱۲ خرداد ۱۴۰۳، ۰۹:۰۳ ق.ظ

کتاب قرمزته اثر عبدالله مقدمی نشر طلایی


 

#تازه_های_نشر
این کتاب روایت غیررسمی قریب به یک قرن فوتبال با محوریت تیم پرسپولیس است. داستان را البته از کمی قبل‌تر یعنی تأسیس باشگاه شاهین شروع می‌کند. با دخالت باشگاه‌های رقیب وابسته به حکومت پهلوی، باشگاه شاهین منحل می‌شود. اعضایش به باشگاه پرسپولیس می‌روند. این باشگاه هم وصل به حکومت بود البته و نخست در کار ورزش بولینگ! به تدریج در دهه ۵۰ دوقطبی قرمز و آبی شکل می‌گیرد. راستی بازیکنان پرسپولیس به تیم جدید پیکان می‌روند و کمی بعد از آنجا با یک مربی خارجی به نام آلن راجرز از انگلیس به تیم خود برمی‌گردند. او سبک تمرین متفاوتی داشت و بهترین نتیجه شهرآورد در مقابل استقلال (تاج) یعنی ۶ هیچ را به دست آورد. البته به دلیل اینکه تنها واحد سیار تلویزیونی مشغول ضبط مسابقات کشتی بود، هیچ فیلمی از این دیدار نیست. حجم عمده کتاب بیان نتایج و جایگاه پرسپولیس و رقیب دیرینه‌اش استقلال در جدول رده‌بندی لیگ، جام حذفی و آسیاست. صفحات پایانی کتاب به مرور نتایج شهرآوردهای استقلال پرسپولیس است.

این کتاب هم مثل کتاب آبیته که پیشتر معرفی کرد بودم، قرار بود طنز باشد اما در نیامده است؛ بله! زبان کتاب کمی غیررسمی و گاهی بی‌ادبانه است اما تا طنز شدن فاصله دارد. روایت ناقص و سطحی از شرح حال باشگاه پرسپولیس است. ما از تاریخ انتظار داریم روابط علی معلولی پدیده‌ها را نشان دهد نه اینکه بعضی چیزها را بگوید، بعضی را نه. 
نکته دیگر اینکه خروجی کار به عنوان کتاب قابل اعتنا نیست؛ انسجام لازم را ندارد. از نظر ساختاری که کاملاً دوپاره است. درحالی‌که روایت جذاب شهرآوردها (=بخش دوم) باید در متن تاریخ (بخش اول) در می‌آمد. عمده مطالب شبیه اخبار سوخته بدون جذابیت هستند؛ تکرار ملالت‌آور ناکامی‌ها و حتی بردها! مثلاً یک سال عوامل تیم و هزاران تماشاچی زحمت می‌کشند ولی مثلاً در یک خط خلاصه می‌شود که پرسپولیس اول شد و استقلال دوم. 
در نگارش کل کتاب، به ویژه بخش دوم انتظار با زاویه همدلانه یک استقلالی به رویدادها پرداخته شود که اینطور نیست.

مشکل دیگر کتاب این است که نگاه و تحلیل کلی نمی‌دهد. یعنی بعد از خواندن ۱۷۶ صفحه کتاب متوجه نمی‌شوی در کل چه خبر؟ 

از نظر طراحی و صفحه‌آرایی هم باید گفت این کتاب به سختی نمره قبولی می‌گیرد.

 قرمزته، #عبدالله_مقدمی، نشر #طلایی ۱۷۶ صفحه، چاپ اول ۱۴۰۲

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۰۳ ، ۰۹:۰۳
حمید درویشی شاهکلائی
چهارشنبه, ۹ خرداد ۱۴۰۳، ۱۱:۵۶ ق.ظ

کتاب آبیته اثر عبدالله مقدمی نشر طلایی


 

#تازه_های_نشر
این کتاب روایت غیررسمی قریب به یک قرن فوتبال با محوریت تیم استقلال است. داستان را البته از کمی قبل‌تر یعنی تأسیس باشگاه دوچرخه‌سواران و حتی قبل آن (تیم طوفان در سالهای ۱۳۰۰ تا دهه ۲۰) شروع می‌کند. این باشگاه در ادامه به نام تاج تغییر نام می‌دهد. رقیب سرسختش دارایی و شاهین است و بعدها پرسپولیس. به تدریج در دهه ۵۰ دوقطبی قرمز و آبی شکل می‌گیرد. کمی بعد با یک مربی خارجی به نام رایکوف افسانه‌ای به اوج می‌رسند. حجم عمده کتاب بیان نتایج و جایگاه پرسپولیس و رقیب دیرینه‌اش استقلال در جدول رده‌بندی لیگ، جام حذفی و آسیاست. صفحات پایانی کتاب (در حقیقت بخش دوم) مرور نتایج شهرآوردهای استقلال پرسپولیس است.

این کتاب قرار بود طنز باشد اما در نیامده است؛ بله! زبان کتاب کمی غیررسمی و گاهی بی‌ادبانه است اما تا طنز شدن فاصله دارد. روایت ناقص و سطحی از شرح حال باشگاه استقلال است. بعضاً اطلاعات غلط به خورد مخاطب می‌دهد مثل اینکه نام پرسپولیس در سال ۵۸ پیروزی بوده است! ما از تاریخ انتظار داریم روابط علی معلولی پدیده‌ها را نشان دهد نه اینکه بعضی چیزها را بگوید، بعضی را نه. نکته دیگر اینکه خروجی کار به عنوان کتاب قابل اعتنا نیست؛ انسجام لازم را ندارد. از نظر ساختاری که کاملاً دوپاره است. درحالی‌که روایت جذاب شهرآوردها (=بخش دوم) باید در متن تاریخ (بخش اول) در می‌آمد. عمده مطالب شبیه اخبار سوخته بدون جذابیت هستند؛ تکرار ملالت‌آور ناکامی‌ها و حتی بردها! مثلاً یک سال عوامل تیم و هزاران تماشاچی زحمت می‌کشند ولی مثلاً در یک خط خلاصه می‌شود که پرسپولیس اول شد و استقلال دوم. مشکل دیگر کتاب این است که نگاه و تحلیل کلی نمی‌دهد. یعنی بعد از خواندن ۱۷۶ صفحه کتاب متوجه نمی‌شوی در کل چه خبر؟ در نگارش کل کتاب، به ویژه بخش دوم انتظار با زاویه همدلانه یک استقلالی به رویدادها پرداخته شود که اینطور نیست.
از نظر طراحی و صفحه‌آرایی هم باید گفت این کتاب به سختی نمره قبولی می‌گیرد. نپسندیدم تلاشها را.
آبیته، #عبدالله_مقدمی، نشر #طلایی ۱۷۶ صفحه، چاپ اول ۱۴۰۲

از این نویسنده کتاب دیگری با نام قرمزته هم خوانده ام. همین طور کتابی به نام دبه تاریخ.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۰۳ ، ۱۱:۵۶
حمید درویشی شاهکلائی

کتاب «برف جنایت را پنهان نمی کند و داستان های دیگر» اثر نوید فرخی نشر پیدایش

کتاب «برف جنایت را پنهان نمی کند و داستان های دیگر» اثر نوید فرخی نشر پیدایش
88 صفحه، چاپ اول 1402
این کتاب مجموعه ای از چند داستان کوتاه است. در همه این داستانها دو شخصیت اصلی کارآگاه وجود دارند. یکی از کارآگاه ها زیرک است و با نبوغ خاص خود، مسائل را متوجه میشود و همیشه همکارش را شگفت زده میکند.

خطر لو رفتن داستانها: 
در داستان اول، پسر پدر خود را در باغچه دفن کرده تا یارانه اش قطع نشود! عنوان این کتاب هم از این داستان گرفته شده. برف، باغچه را نپوشانده بود. در داستان دوم با عنوان سرقت از سارق، پسر از پدر خود دزدی کرده بود؛ پدری که یک مفسد اقتصادی بود. در داستان سوم، با عنوان کودک دزدی غیرزنجیره ای متوجه میشویم مادری بعد از آگاهی از کودک دزدیهای زنجیره ای، فرزند را سر به نیست کرده تا جزو همان کودک ربایی ها به شمار آید و پولی از بیمه بگیرد. در داستان چهارم، یک قاچاقچی با یک خانم آرایشگر ازدواج میکند تا مکرر گریم شود. او و برادر دوقلویش مکرر تغییر چهره میدهند. در داستان پنجم خواهر کوچک قصد مسموم کردن خود و نامزدش را داشت، اما دو خواهرش هم از آن غذا خوردند و هر سه مردند. در داستان ششم، متوجه میشویم آقای ترابی زن دوم نگرفته بلکه خواهرش را برای کمک به زن باردارش فراخوانده. در داستان آخر هم زن شوهرش را کشته بود.

بررسی:
1- بعضی داستانها در حد لطیفه بودند. مثل اینکه اگه بمیری چالت میکنیم تا یارانه ات قطع نشه!
2- الگوی کلی داستانها این بود که همه کارآگاهها و پلیسها خنگ هستند بجز یکیشون به اسم بابک. همه معماها را بابک حل میکند. بابک یک دستیار دارد که بقیه را سرگرم میکند تا بتواند سرنخ اصلی را پیدا کند یا فرضیه اش را به آزمون بگذارد. همه ما مجموعه های تلویزیونی با این موضوع را دیده ایم. البته از خلاقیتهای نویسنده در خلق موقعیتهای بومی باید تشکر کرد.
3- بعضی چیزها هم درست مشخص نمیشود. چه اتفاقی می افتد که به بابک تنزل درجه میدهند و به اصفهان تبعیدش میکنند اما دستیارش ترفیع میگیرد؟  بهتر است در این گونه داستانها، تصویر کلی پلیس به صورت یک مجموعه که عمده آنها با کمک یکدیگر مسائل را حل میکنند، نشان داده شود. نه اینکه فقط یک قهرمان داشته باشیم که ازقضای روزگار تنزل درجه هم می یابد! 
4- در روی جلد، مخاطب کتاب مثبت 16 سال معرفی شده است. در فیپا هم رمان بزرگسال. این احتمالاً به دلیل محتوای برخی پرونده هاست وگرنه نوجوان در درک و فهم داستانها مشکلی ندارد اما ممکن است از برخی داستانها، الگوگیریهای نابجایی بکند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۰۳ ، ۰۹:۰۳
حمید درویشی شاهکلائی