قفسه

نقد، بررسی و فروش کتاب با تأکید بر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

قفسه

نقد، بررسی و فروش کتاب با تأکید بر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

قفسه
Qafase.ir
من حمید درویشی شاهکلائی هستم؛ پژوهشگر و ویراستار
دانش‌آموخته دکتری رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
اینجا درباره کتابهایی که خوانده‌ام، می‌نویسم.
با راه‌اندازی کتابفروشی اینترنتی قفسه، شما می‌توانید کتاب‌های موجود را سفارش بدهید.
اطلاع از موجودی و خرید درباسلام: b2n.ir/bkbk
خرید مستقیم کتاب در بله: http://ble.ir/hdarvishi
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

نورالدین پسر ایران

برکت محمدهای دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

از برکات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام آشنایی با دوستان خوبی است که ان‌شاءالله دوستی‌های‌مان تداوم داشته باشد. محمد اصغری، دانشجوی دوره دهم رشته ما از شهر تبریز است. باسواد و اهل مطالعه است. سوابق اجرایی درخشانی هم دارد. جا دارد دانشکده برای چنین استعدادهایی برنامه‌های ویژه‌ای بگذارد.

 

چه شد که این موقع این کتاب را خواندم؟

معمولا در صحبت با هر کسی، سعی می‌کنم اطلاعات بیش‌تری از ویژگی‌های فرهنگی اجتماعی محل زندگی و قومیت او به دست بیاورم. محمد در این موارد هم خوب و مستند صحبت می‌کند. اطلاعات خوبی دارد. پیش‌نهاد مطالعه کتاب «نورالدین پسر ایران» را داد. این کتاب، خاطرات یک رزمنده آذری (تبریزی) است. چند ماهی بود که می‌خواستم این کتاب را بخوانم. خواستم بگویم: «شش روز دیگر امتحان دکتری دارم. خواندن کتابی در حجم 700 صفحه آن هم در موضوعی غیر مرتبط با آزمون صلاح نیست.» نگفتم! کتابش را به امانت گرفتم. دیشب و امروز وقت گذاشتم. تمام شد.

 

دانشگاهی که همان جبهه است

خواندن این کتاب، فرصتی دوباره بود تا با خود خلوت کنم. بخندم. بغض کنم. گریه کنم. فکر کنم. عصبانی شوم. به جغرافیا و تاریخی که نبودم، بروم. خدا را شکر.

چه‌قدر رزمندگان ما، البته خوباشون!، دوست‌داشتنی بودند.

این کتاب‌ها را که می‌خوانم شباهت زیادی بین دانشگاه خودمان و جبهه می‌بینم. من دانشجوی امام صادقی همان حسی را به مردم جامعه دارم که رزمندگان این کتاب‌ها داشتند.

هر چه فکر می‌کنم می‌بینم برای تر و تازه ماندن در عرصه‌های معنوی، چیزی به خوبی کتاب نیست.

خدایا! نه دوستان خوب‌مان را بگیر، و نه کتاب را. خدایا! بر دوستان خوب‌مان و یارهای مهربان‌مان بیفزای.

 

سید نورالدین عافی متولد 1343 بود. از همان 1359 به کردستان رفت. سپس جبهه‌های جنوب و تا پایان جنگ عمدتا در جبهه ماند. بارها مجروح شد. واژه‌های من را یارای آن نیست که حق مطلب را ادا کنند. همان به که خموشی گزینم و تقریظ حضرت آقا را بخوانیم:

این نیز یکی از زیباترین نقاشیهای صفحه‌ی پُرکار و اعجاز گونه‌ی هشت سال دفاع مقدس است. هم راوی و هم نویسنده حقاً در هنرمندی، سنگ تمام گذاشته‌اند. آمیختگی این خاطرات به طنز و شیرین‌زبانی که از قریحه‌ی ذاتی راوی برخاسته و با هنرمندی و نازک‌اندیشیِ نویسنده، به خوبی و پختگی در متن جا گرفته است، و نیز صراحت و جرأت راوی در بیان گوشه‌هائی که عادتاً در بیان خاطره‌ها نگفته میماند، از ویژگیهای برجسته‌ی این کتاب است. تنها نقصی که به نظر رسید نپرداختن به ... ادامه در  +



اطلاعات کتاب‌شناسی:

عنوان کامل کتاب:

نورالدین پسر ایران: خاطرات سیدنورالدین عافی

مصاحبه:

موسی غیور، معصومه سپهری

نگارش:

معصومه سپهری، متولد 1353

ناشر:

تهران، انتشارات سوره مهر

نسخه‌ای که من خواندم:

چاپ دوم، 700 صفحه، 2500 نسخه، 1390، 12900 تومان


۹۹/۰۹/۲۳
حمید درویشی شاهکلائی

نظرات (۰)

افتخار بدهید و اولین نظر را شما بنویسید؛ سپاس

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی