قفسه‌: نقد و نگاه من به کتاب‌هایی که خوانده‌ام Qafase.IR

معرفی، نقد، بررسی و تحلیل كتاب با تاكید بر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

سه شنبه 13 شهریور 1397

#حسین_نیری

#سوره_مهر

#روزهای_انقلاب

گویا کتاب جمعه سیاه قرار بوده برای #نوجوانان باشد. البته توانسته بخشی از #تاریخ #انقلاب_اسلامی را روایت کند.

راستی موضوع کتاب آتش‌سوزی سینما رکس نیست بلکه کشتار #هفده_شهریور است.

هرچند طراحی کتاب، خبر از نثر داستان‌گونه می‌دهد ولی بیشتر شبیه کتاب‌های خشک تاریخی شده است.

www.Qafase.ir | @Qafase

با کتاب، تازه بمانید:

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 10 اسفند 1396

    طرح جلد کتاب وقتی مهتاب گم شد خاطرات علی خوش لفظ همدان حمید حسام
    کتاب «وقتی مهتاب گم شد» خاطرات علی خوش‌لفظ

    چند نکته به طور گذرا:
    قلم سردار حمید حسام و اطلاعات نظامی او قابل تقدیر است.
    علی خوش‌لفظ هم زندگی جالبی داشته است. چه در نوجوانی و چه در جوانی که در کنار بازیگوشی‌ها به جهاد گذشت. 
    یک مزیت خوب کتاب، سیر تطور علی خوش‌لفظ است. علی خوش‌لفظ مرحله به مرحله پیشرفت می‌کند.
    او یازده بار مجروح شده است. با حاج احمد متوسلیان در مریوان آشنا می‌شود و جزء نیروهای شناسایی‌کننده عملیات فتح خرمشهر است. با بیش از ۹۰ شهید عقد اخوت بسته است!

    خیلی دلم می‌سوزد برای کسانی که به تدریج دوستانشان شهید شدند و خودشان جا ماندند. (من فقط یکی از دوستانم تو سوریه شهید شده؛ اما یک چیزهایی درک کرده‌ام.) علی خوش‌لفظ هم از آن‌ها بود. تازه چه بسیار افرادی که او پای آن‌ها را به جبهه باز کرد و شهید شدند و علی تنها ماند. دو برادرش شهید شدند و او ماند. علی ماند تا آقایش، سید علی خامنه‌ای او را شهید زنده بخواند. شاید خیلی‌ها قدرش را و قدر پیشکسوتان جهاد و شهادت را بدانند. و سرانجام علی رفت به دوستان شهیدش پیوست. دیگر رسالت زینبی‌اش را هم انجام داده بود. کتاب علی چاپ شده است و به جمع ماندگارها پیوسته است.

    علی خوش‌لفظ هم همدانی است. مثل سردار حسین همدانی [کتاب‌های مهتاب خین، پیغام ماهی‌ها، خداحافظ سالار و...] و علی چیت‌سازیان [گلستان یازدهم]. مثل مرتضی نادرمحمدی [رد پابرهنه‌ها] از ملایر که کتابش را دارم می‌خوانم. مثل ستار ابراهیمی [دختر شینا]. تاریخ دفاع مقدس به برکت قلم جناب آقای حمید حسام و سرکار خانم بهناز ضرابی‌زاده روزبه‌روز دارد شناخته‌تر می‌شود. زمانی می‌گفتیم تاریخ دفاع مقدس شهرستان‌ها مظلوم است و فقط به سرداران تهرانی پرداخته می‌شود. امروز بعضی استان‌ها عقب‌ماندگی خود را تا حدودی جبران کرده‌اند و مردم هم استقبال کرده‌اند. خدا رو شکر.
    راستی خاطرات خانم دباغ و راز نگین سرخ (محمود شهبازی) و کتاب‌هایی از این دست هم بخش‌هایی از همین تاریخ است. حیفم آمد اینجا یادی از آن‌ها نکنم.

    این کتاب را شب‌ها قبل از خواب می‌خواندم. کتاب حجیم و سنگینی بود و مناسب اتوبوس و مترو نبود.

    حضرت آقا هم درباره این شهید و هم درباره کتاب و نویسنده سنگ تمام گذاشته است. هم تقریظ و هم پیام تسلیت شهادت.



    اطلاعات کتاب‌شناسی اثر:

    عنوان کامل کتاب

    وقتی مهتاب گم شد
    خاطرات علی خوش‌لفظ

    مصاحبه و تدوین:

    حمید حسام (متولد ۱۳۴۰)
    کاری از حوزه هنری همدان

    ناشر:

    تهران، شرکت انتشارات سوره مهر

    چاپ:

    چهاردهم، ۱۳۹۶، ۶۵۲ صفحه، ۱۹۰۰۰ تومان.


    این مطلب را دو ماه پیش نوشته بودم. متأسفانه دیر متوجه شده‌ام که در حالت چرک‌نویس قرار گرفته و منتشر نشده است.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 23 مهر 1396

    کتاب رمان فال خون داوود غفارزادگان
    کتاب رمان «فال خون»؛ داوود غفارزادگان

    فال‌خون #رمان کم‌حجمی است اما در بین کتاب‌های دفاع مقدس، نگاه متفاوت‌تری دارد. برای درک این نگاه، یکی‌دوساعتی با سرباز و افسر دیده‌بان همراه شوید!

    حیف است که واقعیت داستان کتاب را بدانید. بهتر است خودتان کشف کنید. شاید در همین اندازه بتوان گفت که قهرمان کتاب، یک سرباز است که از چگونگی مردنش می‌ترسد. او با یک افسر به دیدبانی می‌رود. برخلاف آنچه در تارنمای رسمی ناشر (سوره مهر) نوشته شده، محل دیدبانی قله کوه برف‌گرفته است؛ نه هور. 

    حجم کم کتاب و تعداد کم شخصیت‌ها، کار را به یک داستان کوتاه تبدیل کرده است. اما نویسنده در انتقال نگاه و اثرگذاری موفق عمل کرده است.

    داستان کتاب در سال ۱۳۷۴ نوشته است. اینکه در آن زمان توانسته،‌ یک روایت خلاقانه و متفاوت از دفاع مقدس ارائه دهد، آن هم در قالب رمان واقعاً ستودنی است.

    کتاب فال‌خون به انگلیسی و روسی ترجمه شده است. هم‌چنین چاپ سیزدهم آن در بازار موجود است.

    داود غفارزادگان نویسنده توانمندی است و از او کتاب خوب «سنگ‌اندازان غار کبود» را خوانده‌ام.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    فال خون

    پدیدآور

    داوود غفارزادگان (متولد ۱۳۳۸، اردبیل)

    ناشر

    تهران،‌ شرکت انتشارات سوره مهر

    قطع رقعی، چاپ ششم، ۱۳۹۰- ۷۲ صفحه.



    به زودی در قفسه
    کتاب خورشید مغرب؛ محمدرضا حکیمی/ انتشارات دلیل ما قم
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

  • نظرات() 
  • سه شنبه 11 مهر 1396

    طرح جلد کتاب آخرین شلیک خاطرات کاظم فرامرزیکتاب «آخرین شلیک»؛ خاطرات کاظم فرامرزی

    چندماه این کتاب در قفسه‌ام خاک خورد تا نوبت به خواندنش رسید. تأخیر اتوبوس و فاصله طولانی خانه تا هیئت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام فرصت مناسبی بود تا کل کتاب با یک پیوستگی خوبی خوانده شود.

    کتاب «آخرین شلیک» از یک مقدمه (به اسم اشاره) و ۲۶ فصل کوتاه بدون نام تشکیل شده است. ای کاش، برای فصل‌ها اسم می‌گذاشتند. حدود ۱۶ صفحه هم به تصاویر با زیرنویس اختصاص یافته است.

    کودکی و انقلاب دو فصل ابتدایی کتاب هستند و حجم واقعاً کمی دارند. اما راوی تقریباً فضای روشنی از آن سال‌ها ترسیم می‌کند. فقر اقتصاد و فرهنگی شاید مشخصه مهمی از آن سال‌ها باشد که راوی کتاب صادقانه بیان داشته است.

    روحیه باصفای جنوبی راوی، در بیان خاطرات و مثال‌ها پیداست.

     #پیشنهاد: بد نیست یک قطعه صوت از راوی این‌گونه کتاب‌ها ضبط کنند و نشانی دریافت آن را با رمزینه QR در ابتدای کتاب‌ها قرار دهند تا خواننده تلاش کند کتاب را با لهجه شیرین راوی بخواند!

    آنچه با کمی تأمل روشن می‌شود، این است که راوی از خودش کم گفته است. شاید هم بهتر باشد بگوییم نگفته است. حداکثر قدری علیه خودش صحبت کرده است! سادگی و صفای جنوبی راوی را مدنظر قرار دهید تا بیشتر لذت ببرید.

     خوب است همیشه تلاش کنید شخصیت راوی با همه ویژگی‌هایش ترسیم کنید و بعد حرف‌هایش را بفهمید. مثلاً غذای رایج که مادر راوی می‌پخت، «آب‌‌پیازی» بود؛ آب جوشیده و پیاز و روغن! جالب آن‌که سر مقدار پیازی که نصیب فرزندان می‌شد، دعوا شکل می‌گرفت. طبیعی است چنین فردی از وضع غذای جبهه راضی باشد!

    خب، این آقا کاظم فرامرزی وارد جنگ می‌شود. اول او را به کارگزینی می‌فرستند. روحیه‌اش به کارهای دفتری نمی‌خورد. بعداً به ضدزره (موشک) می‌رود و به زودی فرمانده گردان می‌شود و شکارچی تانک لقب می‌گیرد. به نظر می‌رسد اعجوبه‌ای است از این جهت.

    خاطرات پرتلاطمش از روزهای دفاع مقدس ادامه دارد تا روزهای سخت و مبهم آخر جنگ و بعدش پذیرش قطع‌نامه که شوک بزرگی است. البته با حمله مجدد بعثی‌ها و منافقین، دوباره شور جهاد برانگیخته می‌شود. به حدی که یکی از فرماندهان درباره او گفته است: «این دیوانه دیگر کیست؟!»

    چند صفحه خاطره تا آتش‌بس باقی‌است. کاظم فرامرزی به یاد دوستان شهیدش در ثانیه‌های آخر قبل از پذیرش آتش‌بس به سمت دشمن شلیک می‌کند. احتمالاً او «آخرین شلیک» و به یادماندنی‌ترین آن را انجام داده است.

    در چند جا می‌بینیم که او آخرین نفری است که از معرکه جان سالم به درد می‌برد. مثلاً آخرین نفری است که در جریان پیش‌روی‌های عراق در سال آخر جنگ از شلمچه زنده برگشت و دیگران یا شهید شدند و یا اسیر. تا جایی که یکی از نیروهایش گفته است بچه‌ها با آقای فرامرزی جلو می‌روند، همه کشته می‌شوند و ایشان تنها و سالم به عقب برمی‌گردد.

    زحمت مصاحبه و تدوین اثر هم یک نام آشنا کشیده است: سید قاسم یاحسینی.

    خداوند هم مصاحبه‌کننده عزیز و هم راوی ارجمند کتاب را حفظ کند.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    آخرین شلیک؛ خاطرات کاظم فرامرزی

    پدیدآور

    راوی: کاظم فرامرزی (متولد ۱۳۴۲)
    مصاحبه و تدوین: سید قاسم یاحسینی (متولد ۱۳۴۵)

    ناشر

    تهران، شرکت انتشارات سوره مهر

    قطع رقعی، چاپ چهارم، ۱۳۹۰- ۲۰۰ صفحه.



    به زودی در قفسه
    کتاب زخم شانه مسیح؛ علی شاه‌حاتمی/ انتشارت کتاب نیستان تهران
    کتاب خورشید مغرب؛ محمدرضا حکیمی/ انتشارات دلیل ما قم
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

  • نظرات() 
  • جمعه 31 شهریور 1396

    طرح جلد کتاب گردان گم‌شده
    کتاب «گردان گم‌شده»؛ خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع

    «گردان گمشده» درباره خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع است که در آن به چگونگی اشغال خرمشهر، رویدادها و اتفاقات زمان اشغال خرمشهر و در پایان به چگونگی آزادسازی خرمشهر می‏‌پردازد. 

    وقتی نیروهای عراقی در مستی و بی‌خبری پس از اشغال خرمشهر به سر می‌برند، جوانان و نوجوانان بسیجی به آنان شبیخون می‌زدند، عراقی‌ها تصور نمی‌كردند در این جنگ خونین، خرمشهر دوباره آزاد شود اما بر اثر رشادت رزمندگان ایرانی، عراق مغلوب این نبرد شد. سرگرد عراقی عزالدین مانع كه خود در این افعال نقش داشت، شرح وقایعی كه گردان او را در خرمشهر گرفتار كرده بود در این كتاب بازگو می‌كند. 

    در این کتاب آمده است: «...امروز آثاری که از افسران و سربازان عراقی منتشر می‌شود، بیانگر این نکته است که عراقی‌ها نیز مانند آلمان‌ها صاحب «ادبیات ضد جنگ» هستند؛ زیرا هم متجاوز بوده‌اند و هم مغلوب. آلمان‌ خاکسترشده هیچ هدف مقدس و ارزشمندی را در دو جنگ بزرگ جهانی دنبال نمی‌کرد. به همین خاطر، متجاوز شکست خورده نمی‌تواند «ادبیات مقاومت» خلق کند...»
     
    سرگرد مانع خاطرات بسیاری از جنگ در سینه محبوس داشته که عاقبت از طریق یک روزنامه توانسته به ثبت آنها بپردازد. وی بیان این خاطرات را تجربه ارزشمندی برای فرهنگ و ادبیات جنگ می‌داند زیرا ملت‌ها به تاریخ خود افتخار می‌کنند و به نظر وی ملت ایران این شایستگی را دارد که به خود فخر کند؛ چرا که تاریخ این ملت، تاریخ دفاع است. 

    سرهنگی در‌باره سرگرد عزالدین مانع معتقد است: «... از او مطلب زیادی نمی‌دانیم. او فقط همین یک کتاب را نوشت و نمی‌دانیم تا پایان جنگ بوده یا نه و چطور پایش به ایران رسیده است. او فقط مقدمه کوتاهی برای کتاب گردان گم‌شده نوشته و گفته است این نوشته سند گویایی از واقعیت‌های جنگ تحمیلی است که موجب رسوایی دشمنان ستم‏‌پیشه است.»

    مانع، زمان انتشار این کتاب را زمانی می‌داند که امت اسلامی به مرحله «عبور به سوی نور» رسیده است. خاطرات این سرگرد عراقی از زمان اشغال خرمشهر آغاز می‌شود و تا پایان آزادی آن ادامه می‌یابد.

    این خاطرات در بخش‌های «عراق جدید»، «مست در نیمه شب»، «تانک‌ها و پناهندگی»‌، «اعلام ستوان‌یار»، «گم‌شدن مواد غذایی»، «انفجار در ساعت یک»، «مرگ سرهنگ»، «سنگ ریزه‌های ارتش»، «قاتل کیست؟»، «شام دستگیری»، «ستون خون»، «شب قتل یک ملعون»، «مرگ  خانه خراب کن!»‌، «انفجار بزرگ»، «دستورات فرماندهی» و «شهر آزادشده» تنظیم شده است. 

    در پشت جلد کتاب آمده است: «کتابی که در پیش رو دارید، گوشه کوچکی از واقعیت بزرگی به نام جنگ است. ممکن است بعضی مطالب این کتاب با سلیقه و اخلاق ما فاصله داشته باشد، اما هیچ چیز عجیب‌تر و مفید‌تر از واقعیت نیست.»
     
    «گردان گم‌شده: (خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع)» با مترجم محمد‌نبی‌ ابراهیمی را انتشارات سوره مهر در 112صفحه، قطع رقعی برای نخستین‌بار سال 1386منتشر کرده بود. این اثر تاکنون چندین بار تجدید چاپ شده است.

    خب، این‌ها را با جستجو در اینترنت می‌توانید درباره این کتاب به دست آورید. من این نکته را اضافه کنم که فهم مقاومت خرمشهر، کلید فهم مقاومت هشت سال دفاع مقدس است. این کتاب برخی از زوایای این مقاومت را روشن می‌کند.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    گردان گم‌شده؛ خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع

    پدیدآور

    مترجم: محمدنبی ابراهیمی

    ناشر

    تهران، شرکت انتشارات سوره مهر

    قطع رقعی، چاپ چهارم، ۱۳۹۰- ۱۱۲ صفحه.


    به زودی در قفسه
    کتاب خورشید مغرب؛ محمدرضا حکیمی/ انتشارات دلیل ما قم
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

  • نظرات() 
  • آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب:
    • آخرین بازدید :
    • روزآمد شده در: