تبلیغات
قفسه‌: نقد و نگاه من به کتاب‌هایی که خوانده‌ام Qafase.IR - مطالب ابر سید علی اصغر علوی

قفسه‌: نقد و نگاه من به کتاب‌هایی که خوانده‌ام Qafase.IR

معرفی، نقد، بررسی و تحلیل كتاب با تاكید بر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

جمعه 6 مرداد 1391

سه دقیقه در مقتل گم‌نامی
مجموعه «زیر خیمه حسین» از مجموعه کتاب‌های حیات
به همت اهالی قرارگاه نشریات حیات (+) به ویژه دوست فاضلم، سیدعلی‌اصغر علوی (+)، امسال 11 جلد کتاب مینی‌مال در قطع نامتعارف نیم‌جیبی منتشر کردیم. (مجموعه کتاب‌های زیر خیمه حسین علیه‌السلام+)

اولین کتاب
کتاب «سه دقیقه در مقتل گمنامی»، اولین جلد مجموعه زیر خیمه حسین است که برای اولین بار در نشانی بهشت، بیستمین اردوی تشکیلاتی جنوب بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام توزیع شد. بعدها نهادها و تشکل‌های مختلفی این کتاب را سفارش دادند و همان پارسال به چاپ دوم رسید. (+)
کتابچه «سه دقیقه در مقتل گمنامی» ویژه راهیان نور است. تخفیف ویژه‌ای هم برای هیآت، تشکل‌های دینی و موسسات فرهنگی در نظر گرفته شده است. (+)
از سه بخش تشکیل شده است.
دانشجویان استقبال ویژه‌ای از کتاب کرده‌اند. حق هم دارند. بخش عمده‌ای از کتاب مستقیما به دانشجوی شهید، حسین علم‌الهدی و مقتل شهدای هویزه می‌پردازد. ایده مهارتی کتاب، روایت‌گری سه‌دقیقه‌ای است. وقت طلاست. در سه دقیقه، حرف خود را به مخاطب بزنیم.
این کتاب، ضمیمه شماره 60 ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات شد.
(خبر+ دانلود متن کامل)

عنوان کتاب:

سه دقیقه در مقتل گمنامی

به کوشش:

سید علی اصغر علوی، قرارگاه نشریات حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام

ناشر:

قرارگاه نشریات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام

نسخه‌ای که من خواندم:

چاپ اول، پاییز 1390، 80 صفحه. چاپ دوم، اسفند 1390، 100 صفحه، 5000 نسخه، 1000 تومان

وبلاگ کتاب، سفارش اینترنتی:

http://3daqiqe.mihanblog.com/post/1


مطالب مرتبط با کتاب در فضای مجازی:
در مقتل گمنامی (یادداشت‌های یک دانشجو طلبه)

بوی کربلا دارد اینجا (وبلاگ که عشق آسان نمود اول)

این وبلاگ را برای تو زدم (وبلاگ امام داشتن)

  • نظرات() 
  • شنبه 21 اسفند 1389

    کتاب شعر «تو این کتاب را بخری کافیست!» مجموعه اشعار سید علی اصغر علوی درباره امام زمان

    عکس سید علی اصغر علویسید علی اصغر علوی، شاعر جوان و آینده دار کشور ماست که بیش از آن که شاعر باشد، یک مربی و مبلغ است. دانشجوی کارشناسی ارشد رشته معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام. شاید روایت های او را در هویزه یا در یادمان شهدای حماسه کرخه نور هویزه شنیده باشید.
    آدرس وبلاگش 12 تا O دات پارسی بلاگ است به نشانه ای از «او» در امتداد 12 سلاله:
    http://oooooooooooo.parsiblog.com/
    این روزها سید عزیز ما، با نشریه دانشجویی مستقل باغ خرمالو ( درخت خرمالو، درختی که سراسر دانشگاه امام صادق علیه السلام را پوشانده است.) شور و حال عجیبی به نشریات دانشجویی دانشگاه بخشیده است. نثر خاص و طنز او در کنار اندیشه و شعر او، ماهنامه باغ خرمالو را به یکی از خواندنی ترین نشریات سالها و شاید هم حیات سه دهه ای دانشگاه امام صادق علیه السلام تبدیل کرده است.
    بی شک تلاش خالصانه و تلاش برای بهتر شدن، رمز موفقیت بعضی هاست.

    من از این مجموعه شعر، از دو بیت خیلی خوشم اومد:
    گفتند که جمعه است تجلی گه او/ تقویم! چرا خاتمه ات مبداء ماست؟
    ***
    یک شعر بخواهد بکند وصف تو را؟/ یک زاغ سراینده ی طاووس شده است

    کتابشناسی:
    عنوان کتاب: تو این کتاب را بخری کافیست!
    شاعر: سید علی اصغر علوی
    ناشر: مرکز دانشجویی مطالعات راهبردی مهدویت (هم اکنون زیر مجموعه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام است.)
    قیمت: 300 تومان
    چاپ اول: 1387

  • نظرات() 
  • یکشنبه 1 اسفند 1389

    کتاب شیدایی: مجموعه خاطرات و زندگینامه علمدار روایتگری حاج عبدالله ضابط (ره)

    همزمان با شروع مجدد اردوهای راهیان نور، به سراغ علمدار روایت گری یعنی شیخ عبدالله ضابط می رویم. شادی روحش صلوات. کتاب شیدایی ضابطبرای اینکه با علمدار روایتگری دفاع مقدس، عبدالله ضابط آشنا شوید، پیشنهاد می کنم ابتدا بخش هایی که براتون انتخاب کردم را از کتاب بخونید! پس به مرور این بخش ها بپردازیم.


    مروری بر کتاب شیدایی

    زمینه سازی ظهور حضرت بقیة الله با ترویج فرهنگ فداکاری و ایثار میسر است. عبدالله ضابط ص5


    تغییر اسم از افشین به عبدالله

    افشین هم اسم بدی نبود؛ اما دوست داشت بندگی خدا یادش نرود. ص 20


    نقاشی معروف شهید چمران

    نقاشی شهید چمران خیلی رویش تاثیر گذاشته بود: شمع کوچکی که در صفحه ای سیاه می درخشید. می نشست و دقایقی را خیره نگاهش می کرد. می گفت: شهید، مثل همین شمعه که نور کمش هم می تونه در دل سیاهی ها خودی نشون بده... شد راوی شهادت. ص 24


    سلاح برتر

    با همه نوع سلاح آشنایی داشت: سبک و سنگین. وقتی پرسیدم کدام اسلحه از همه بهتر است؛ گفت: میکروفن!

    71-72 هنوز کاروانهای راهیان نور باب نشده بود. ص 34


    ایده تاسیس موسسه ای برای روایت سیره شهدا

    سردار باقرزاده: ما اجساد شهدا را تفحص می کنیم، کاش کسانی هم سیره اونها را تفحص کنن. طلائیه 1379 ص 35


    چای مجلس اباعبدالله الحسین

    عجله هم که داشت، یک استکان می خورد و بلند می شد. چای روضه امام حسین برایش مهم بود. ص 40


    هیچ کجا برای او، طلائیه نمی شود

    زیاد سفر کرده بود. مکه و کربلا رو هم دیده بود. اما می گفت: خودم رو تو طلائیه پیدا کردم. این جمله اش هنوز بر سر زبانهاست: «طلائیه، عجب طلائیه.» ص 46


    دوستی از گذشته ها

    مهم نبود قبلا او را دیده باشد یا نه. چنان در آغوشش می گرفت که انگار سالهاست او را می شناسد. این طوری در دل همه جا باز می کرد. می گفت: مومنین در عالم ذر با هم آشنا بودند. ص 49


    دو فرزند کافی نیست!

    شش فرزند داشت. تازه داشت به میان سالی می رسید. شوخی می کرد و می گفت: به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام اقتدا کردم.


    دکترای خانه به دوشی

    تا آخرش هم مستاجر بود. به قول خودش دکترای خانه به دوشی داشت. ص 53

    ما خدام زاده ایم... اینجا هم حریم خداست. ص 56 [من هم همینطور؛ درویشی و متولیان]


    انس با خاک

    جسممون از خاکه؛ بعضی وقتا لازمه سراغی از اصالت خودمان بگیریم. انس با خاک، باعث آرامش می شه. ص 58


    تبرک جلسات با یاد شهیدان

    اول هر جلسه ای حتی اگر دو نفر هم بودند برای تبرک صلوات می فرستاد: بر قامت بی سر شهیدان صلوات! ص 61


    خاطره گویی

    طالبی خوش قیافه و اشتهاآور

    خاطره که می گفت سعی می کرد اسم شهید، اسم شهر او، نام منطقه ای که خاطره در آن واقع شد، اسم راوی و ... را هم بگوید. این طوری سند خاطره را محکم تر می کرد. ص 69

    گاهی از فرط خستگی، ایستاده خوابش می برد. اما استراحت نمی کرد. می گفت: منطقه خوابگاه نیست! ص 70


    استاد ضابط!

    -: شهری که آیت الله بهجت و مکارم و فاضل و ... داره، به من می گید استاد؟ ص 78


    آدامس آیدین!

    آیدین! مواظب دینتون باشین! ص 82

    نباید مثل دوست گالیور، همش از ناامیدی حرف بزنیم! ص 83

    اگر فقط چند سال از کارهای دیگرت دست برداری، بهشتی دوم می شوی! ص 83

    به بچه هایش که می رسید، بچه می شد. صدایش را کودکانه می کرد. ادای کارآگاه گجت را در می آورد . ص87


    انرژی اتمی ضابط

    خودش انگار خسته نمی شود. می گفتیم: انرژی اش اتمی است. ص 96


    جشن دانشکده کشاورزی شیراز

    بچه های دانشکده کشاورزی شیراز شاید ندانند جشن هر ساله پانزدهم رمضان چطور در آنجا رسم شده بود. حاجی همیشه تاکید داشت هر جا می روید، سنت حسنه ای باقی بگذارید. ص 98

    با سنتهای غلط مبارزه می کرد> اهدای جایزه توسط فرزند شهید، نگهبان دانشگاه  سپس معاونت دانشگاه. ص 107


    خشابگذاری فرهنگی رفیق روحانی

    شماره اش را به همه می داد. همین قدر که احساس کنند یک رفیق روحانی هم دارند. گاهی برای همه آشناهایش هدیه ای کوچک (کارت پستال) می فرستاد.

    هدیه های کوچک در جیب (=خشاب گذاری فرهنگی) ص 112

    آن دنیا دستش پر باشد و بگوید دیگر بیش از این رمقی نداشتم. ص 115

    یک اتوبوس بمب متحرک پر از شر و شور ص 116


    خبر از چگونگی رفتنش داد

    نمی دونم چه سریه بعضی ها موقع اوج گرفتن شون که می شه با یک تصادف از دنیا می رن. ص 129

    روحانی ندیده

    دکترها: این دیگر چه جور آدمی بود! هر چه جیب هایش را می گشتیم جز عکس و نوشته های شهدا، زیارت عاشورا و مهر و تسبیح چیزی همراهش نبود. ص154

    پسر خودم که شهید شد این قدر گریه نکرده بودم. اما برای عبدالله ... ص 160

    خداوند توفیق خادمی شهیدان را از ما نگیرد. ص 162

     

    سیری کوتاه در زندگی این جهانی

    عبدالله ضابط: متولد 1341، مشهد مقدس

    وفات: 1382، ساری (مازندران)، تصادف جاده

    10 سالگی: لبنان و امام موسی صدر

    15 سالگی: دیپم (سه کلاسه)

    16 سالگی: تحصیل در هند: داروسازی

    پیروزی انقلاب؛ بازگشت به ایران و حضور در کنار مردم

    فعالیتهای فرهنگی در مشهد

    فعالیت در سپاه

    حضور در حوزه علمیه قم از سال 1364

    تاسیس موسسه اندیشه تبلیغ

    راه اندازی کاروانهای راهیان نور

    راه اندازی موسسه تفحص سیره روایت شهدا

    دفن در صحن جمهوری حرم امام رضا، قطعه 242

    تکه کلام: نسال الله منازل الشهداء


    تشکر:

    از دوست خوبم، شاعر گرانقدر و جوان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، سید علی اصغر علوی که مرا به رسم دوستی و امانت از این کتاب خوب بهره مند ساختند. به بوبلاگ اشعارش سری بزنید: او در امتداد 12 سلاله (+)

     

    اطلاعات کتابشناسی:

    عنوان کامل:

    شیدایی: مجموعه خاطرات علمدار روایت گری حاج شیخ عبدالله ضابط

    نویسنده:

    سید حمید مشتاقی نیا

    اطلاعات نشر

    انتشارات شهاب الدین قم، چاپ اول، 1388

    قیمت

    2000 تومان

    تهیه کتاب

    شماره تماس مشاوره و خرید 7835448-0251 و 09191476595

     

    شماره حساب: جاری جام بانک ملت به شماره 1774849194 بنام معاونت فرهنگی موسسه روایت سیره شهدا

     

    آدرس: قم، خیابان شهدا(صفائیه)، کوچه37، کوچه 4، پلاک31،معاونت فرهنگی موسسه روایت سیره شهدا

     بخش کتاب سایت موسسه روایت سیره شهدا (همان تفحص سیره شهدای سابق): مطاف عشق:

    http://mataf.ir/etc/mahsulat/Pages/n0037_1.htm

  • نظرات() 
  • آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب:
    • آخرین بازدید :
    • روزآمد شده در: