قفسه‌: نقد و نگاه من به کتاب‌هایی که خوانده‌ام Qafase.IR مشکل ما سه راه حل دارد: خواندن، خواندن و خواندن. البته از راه حل چهارمی می توان سخن گفت که آن هم خواندن است. مطالعه را به عنوان یک فریضه قطعی دربرنامه خود وارد کنید. (حسن رحیم‌پور ازغدی) ---- به قفسه‌های كتاب‌های من خوش آمدید! من حمید درویشی شاهکلائی، پژوهش‌گر و دانشجوی دکتری رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام هستم. دعوت می‌كنم ضمن مطالعه کوتاه‌نوشت‌های من راجع به كتاب‌ها، مرا از نظرات اصلاحی، انتقادی و سازنده خود بهره‌مند سازید! یک دنیا سپاس http://qafase.mihanblog.com 2018-05-22T07:13:19+01:00 text/html 2018-03-01T04:04:45+01:00 qafase.mihanblog.com حمید درویشی شاهکلایی کتاب «وقتی مهتاب گم شد» خاطرات علی خوش‌لفظ http://qafase.mihanblog.com/post/234 <img hspace="5" border="5" align="left" vspace="5" src="https://bookroom.ir/file/attach/201702/37700_250_350.jpg" alt="طرح جلد کتاب وقتی مهتاب گم شد خاطرات علی خوش لفظ همدان حمید حسام"><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" style="" size="2">کتاب «وقتی مهتاب گم شد» خاطرات علی خوش‌لفظ</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">چند نکته به طور گذرا:</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">قلم سردار حمید حسام و اطلاعات نظامی او قابل تقدیر است.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">علی خوش‌لفظ هم زندگی جالبی داشته است. چه در نوجوانی و چه در جوانی که در کنار بازیگوشی‌ها به جهاد گذشت.&nbsp;</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">یک مزیت خوب کتاب، سیر تطور علی خوش‌لفظ است. علی خوش‌لفظ مرحله به مرحله پیشرفت می‌کند.<br>او یازده بار مجروح شده است. با حاج احمد متوسلیان در مریوان آشنا می‌شود و جزء نیروهای شناسایی‌کننده عملیات فتح خرمشهر است. با بیش از ۹۰ شهید عقد اخوت بسته است!</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br>خیلی دلم می‌سوزد برای کسانی که به تدریج دوستانشان شهید شدند و خودشان جا ماندند. (من فقط یکی از دوستانم تو سوریه شهید شده؛ اما یک چیزهایی درک کرده‌ام.) علی خوش‌لفظ هم از آن‌ها بود. تازه چه بسیار افرادی که او پای آن‌ها را به جبهه باز کرد و شهید شدند و علی تنها ماند. دو برادرش شهید شدند و او ماند. علی ماند تا آقایش، سید علی خامنه‌ای او را شهید زنده بخواند. شاید خیلی‌ها قدرش را و قدر پیشکسوتان جهاد و شهادت را بدانند. و سرانجام علی رفت به دوستان شهیدش پیوست. دیگر رسالت زینبی‌اش را هم انجام داده بود. کتاب علی چاپ شده است و به جمع ماندگارها پیوسته است.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">علی خوش‌لفظ هم همدانی است. مثل سردار حسین همدانی [کتاب‌های مهتاب خین، پیغام ماهی‌ها، خداحافظ سالار و...] و علی چیت‌سازیان [گلستان یازدهم]. مثل مرتضی نادرمحمدی [رد پابرهنه‌ها] از ملایر که کتابش را دارم می‌خوانم. مثل ستار ابراهیمی [دختر شینا]. تاریخ دفاع مقدس به برکت قلم جناب آقای حمید حسام و سرکار خانم بهناز ضرابی‌زاده روزبه‌روز دارد شناخته‌تر می‌شود. زمانی می‌گفتیم تاریخ دفاع مقدس شهرستان‌ها مظلوم است و فقط به سرداران تهرانی پرداخته می‌شود. امروز بعضی استان‌ها عقب‌ماندگی خود را تا حدودی جبران کرده‌اند و مردم هم استقبال کرده‌اند. خدا رو شکر.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">راستی خاطرات خانم دباغ و راز نگین سرخ (محمود شهبازی) و کتاب‌هایی از این دست هم بخش‌هایی از همین تاریخ است. حیفم آمد اینجا یادی از آن‌ها نکنم.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">این کتاب را شب‌ها قبل از خواب می‌خواندم. کتاب حجیم و سنگینی بود و مناسب اتوبوس و مترو نبود.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">حضرت آقا هم درباره این شهید و هم درباره کتاب و نویسنده سنگ تمام گذاشته است. هم تقریظ و هم پیام تسلیت شهادت.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><br></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><div style="color: rgb(102, 102, 102); font-family: IRANSans-web, Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: 14px; text-align: right;"><div style="font-family: &quot;b traffic&quot;, Verdana, &quot;Times New Roman&quot;, serif; font-size: 12px; text-align: justify;"><font size="2">اطلاعات کتاب‌شناسی اثر:</font></div><table border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" valign="top" style="color: rgb(102, 102, 102); font-family: &quot;b traffic&quot;, Verdana, &quot;Times New Roman&quot;, serif; font-size: 12px; border-spacing: 0px; text-align: justify; direction: rtl; border-collapse: collapse; border: 1pt solid rgb(163, 163, 163);"><tbody><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">عنوان کامل کتاب</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">وقتی مهتاب گم شد<br>خاطرات علی خوش‌لفظ</font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">مصاحبه و تدوین:</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">حمید حسام (متولد ۱۳۴۰)<br>کاری از حوزه هنری همدان</font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">ناشر:</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">تهران، شرکت انتشارات سوره مهر</font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">چاپ:</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">چهاردهم، ۱۳۹۶، ۶۵۲ صفحه، ۱۹۰۰۰ تومان.</font></p></td></tr></tbody></table><div><br>این مطلب را دو ماه پیش نوشته بودم. متأسفانه دیر متوجه شده‌ام که در حالت چرک‌نویس قرار گرفته و منتشر نشده است.</div></div></div> text/html 2018-02-28T04:59:45+01:00 qafase.mihanblog.com حمید درویشی شاهکلایی رمان «ر ه ش»؛ رضا امیرخانی/ به قلم محسن احمدی http://qafase.mihanblog.com/post/235 <img width="30%" hehspace="5" border="5" align="left" vspace="5" src="https://bookroom.ir/file/attach/201802/44967_600_800.jpg" alt="طرح جلد کتاب «ر ه ش»؛ رضا امیرخانی"><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">شورش امیرخانی علیه شهر!</font></div><div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">به قلم نویسنده مهمان: محسن احمدی</span></div><font face="Mihan-Iransans" size="2"><div style="text-align: justify;">دانشجوی دکتری ادبیات</div></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">رهش ادامه قیدار، منِ او، بیوتن و ارمیاست. نقدی عالمانه و متخصصانه علیه شهری که دیگر شهر نیست؛ حتی ش ه ر هم نیست ر ه ش است. شهری نامتوازن، به هم ریخته، بی آداب، بدون هوا و غیره.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">رضا امیرخانی در رهش بازگوکننده داستان زن و شوهر و پسربچه‌ای است که هر سه گرفتار تهران‌اند. زن و شوهر هر دو معماری خوانده اند و مهندس معماری‌اند. فرزند آن‌ها یعنی ایلیا سلِ کودکان دارد و مادرش معتقد است عاملش هوای تهران است. مرد اول داستان حالا معاون شهردار منطقه 1 تهران است و زنی که همه دغدغه اش ریه های ایلیا فرزندش است. مردی که همه دغدغه‌اش پیشرفت شغلی و ارتقا مقام است و زنی که مادر است و دیگر هیچ! به قول خودِ لیا (زن داستان) خودش هم فکر نمی کرد که مادری روزی همه شغلش باشد و اکنون هست. مادری که تنها و تنها به سلامت ریه فرزندش و فرزندان این شهر می اندیشد. شخصیتهای داستان هم قابل حدس اند؛ بساز-بفروش بیسوادی که خرپول است و حاکمیت و مردم را سرکیسه میکند. منشی ای که نقشش رونق دادن به کار و بار بساز-بفروش بیسواد داستان است و از بداقبال تحصیل کرده رشته ادبیات فارسی است! ارمیایی که مثل همیشه درویش‌مسلک و انقلابی است. درویشی که در قید همه چیز هست و در قید هیچ چیز نیست؛ جبهه‌رفته است و شهرگریز. مؤانست با حیوانات بی زبانش را بر مؤانست با حیواناتی که به قول خودش «نطقی اضافه بر دیگر حیوانات دارند» ترجیح مینهد و بر فراز کوه دارآباد زندگی میکند. ارمیا قدسی است و نفسش آرام بخش دلهره‌های شهری و برای هر مشکلی راهکاری دارد بومی و بی آزار.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">رهش مانند بیشتر آثار امیرخانی نقد درون‌گفتمانی است. کسانی که با قشر حزب‌اللهی مؤانست دارند، می‌دانند که حزب‌اللهی‌ها دو دسته متمایز دارند. برخی در همه حال و در همه حالتی مدافع تمام و کمال حاکمیت اسلامی و همه رفتارهای درست و غلط آن هستند. برخی نیز سره شناسند. با عقلانیت متکی به ایمان بین رفتارهای غلط و صحیح تفکیک قائل می‌شوند. رفتارهای صحیح را تمجید می‌کنند و رفتارهای ناصحیح را فریاد می‌زنند؛ گاه فریاد که نه، علیه آن می‌شورند و شهری را می‌شورانند. امیرخانی بی‌شک از دسته دوم است. اصول‌دان است اما اصولگرا نیست. اصلاح‌خواه است اما اصلاح‌طلب نیست. دو لتی باشد گویا عوض سه لتی بودن!</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">داستان رهش شوریدن علیه معماری شهری است که خانه‌هایش مانند جعبه‌های دستمال کاغذی است که عمودی کنار هم چیده باشند. ساختمان‌هایی بدریخت و بدقواره که مانند آینه دق هستند و نیستند. امیرخانی در رهش شهری روایت می‌کند که دائماً «از جسمش می‌برند و به جانش می‌خورانند». کلیدی‌ترین حرف امیرخانی در رهش تشابه تهران به زن بدکاره‌ای است که در زمان صفویه، شاه از «شفایی!» می‌خواهد تا ضمن اینکه هر روز از گوشت بدنش به خوردش دهد، نگذارد که بمیرد؛ یعنی مجازات خودبس! و شفایی ۳۸ روز با خدعه و تمهید او را زنده می‌دارد. شهری که در آن تراکم‌فروشی می‌کنند که خیابان‌ها را عریض‌تر کنند و بزرگراه دوطبقه بسازند تا ترافیک حل شود اما خریداران تراکم‌ها ماشین می‌خرند وارد خیابان‌ها می‌شوند و دوباره ترافیک و دوباره داستان «یک حاجی بود، یک گربه داشت... گوشت را گرفت طاقچه گذاشت... گربه آمد گوشت را خورد... حاجی آمد گربه را کشت...».</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">شاید قشری و گروهی نقدهای امیرخانی را حواله شخصی خاص و دوره‌ای خاص در شهرداری کنند اما نقد امیرخانی جسورانه تمام شخصیت‌های تأثیرگذار بر معماری شهر تهران در بعد از انقلاب را هدف می‌گیرد. با انتخاب هوشمندانه شخصیت مرد داستان یعنی علا، به زندگی خصوصی این مدیران سرک می‌کشد و حتی خاله‌خانباجی‌های زنانشان را تیز و تند به نقد می‌کشد.&nbsp;</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">داستان از زبان اول شخص روایت میشود اما توسط سه شخص: 1- زن نقش اول داستان یعنی لیا که بخش اعظم داستان را روایت میکند 2- تهران که زنی است که دیگر توجه هیچ مردی را به خود جلب نمیکند و از زنانه‌گی چیزی برایش نمانده 3- منشی بساز-بفروش خرپولی که از سر ناچاری باید روزانه هزاران دروغ را به خورد مشتریان او بدهد و دست برقضا او هم از اینکه از زنانه‌گی چیزی برایش نمانده، گله دارد.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">پایان‌بندی داستان مانند ارمیا و بیوطن و غیره، غیرمنتظره و تا حدودی فراواقعی است. پایان‌بندی داستان به عهده ارمیاست و حرفهای صوفیانه‌اش که برآمده از دردهای انقلابی‌گری است نه از سر کنج عزلت نشینی و اوراد و اذکار خواندن.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">امیرخانی لحظه‌هایی بس شیرین روایت میکند اما بازگو نمی‌کند که بحران اصلی تهران، ضعف مدیران و بی تدبیری مسئولان نیست -که این هم البته هست و به جا هم هست- بلکه بحران مدرنیته است. بحران دور شدن انسان از خدا و گرفتار شدن در دام زندگی غربی. امیرخانی اگرچه معتقد است که هر مسئول در شهرسازی باید خانه مادربزرگش را فرایاد بیاورد و ریشه‌هایش را نباید از یاد ببرد اما نمیگوید که تکلیف ما با دنیای غرب چگونه باید باشد. بگریزیم یا بستیزیم یا بسازیم؟!</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">در بخشی از داستان ناخواسته به مقام چادر و ارج و اعتبار آن ظلمی روا داشته شده که بعید میدانم عامدانه باشد؛ چراکه امیرخانی را همه میشناسیم. چادر گویی نشان مادرها که نه نشان مادربزرگهای ماست؛ باید آن را لای بقچه قدیمی مامان پیدا کرد و محض رعایت شئونات ورود به بسیج پوشید! تلخ است و ناتندرست به نظرم!</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">اطلاعات کتاب‌شناختی:<br></font><div style="direction:rtl"> <table border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" valign="top" style="direction:rtl; border-collapse:collapse;border-style:solid;border-color:#A3A3A3;border-width: 1pt"> <tbody><tr> <td style="border-style:solid;border-color:#A3A3A3;border-width:1pt; vertical-align:top;width:1.0937in;padding:4pt 4pt 4pt 4pt"> <p style="margin:0in;direction:rtl;font-family:Arial;font-size:11.0pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed" lang="fa">عنوان کامل کتاب</p> </td> <td style="border-style:solid;border-color:#A3A3A3;border-width:1pt; vertical-align:top;width:3.1861in;padding:4pt 4pt 4pt 4pt"> <p style="margin:0in;direction:rtl;font-family:Arial;font-size:11.0pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed" lang="fa">ر ه ش</p> </td> </tr> <tr> <td style="border-style:solid;border-color:#A3A3A3;border-width:1pt; vertical-align:top;width:1.0937in;padding:4pt 4pt 4pt 4pt"> <p style="margin:0in;direction:rtl;font-family:Arial;font-size:11.0pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed" lang="fa">نویسنده</p> </td> <td style="border-style:solid;border-color:#A3A3A3;border-width:1pt; vertical-align:top;width:3.1861in;padding:4pt 4pt 4pt 4pt"> <p style="margin:0in;direction:rtl;font-family:Arial;font-size:11.0pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed" lang="fa">رضا امیرخانی</p> </td> </tr> <tr> <td style="border-style:solid;border-color:#A3A3A3;border-width:1pt; vertical-align:top;width:1.0937in;padding:4pt 4pt 4pt 4pt"> <p style="margin:0in;direction:rtl;font-family:Arial;font-size:11.0pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed" lang="fa">ناشر</p> </td> <td style="border-style:solid;border-color:#A3A3A3;border-width:1pt; vertical-align:top;width:3.1861in;padding:4pt 4pt 4pt 4pt"> <p style="margin:0in;direction:rtl;font-family:Arial;font-size:11.0pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed" lang="fa">تهران، انتشارات افق</p> </td> </tr> <tr> <td style="border-style:solid;border-color:#A3A3A3;border-width:1pt; vertical-align:top;width:1.0937in;padding:4pt 4pt 4pt 4pt"> <p style="margin:0in;direction:rtl;font-family:Arial;font-size:11.0pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed" lang="fa">سایر توضیحات</p> </td> <td style="border-style:solid;border-color:#A3A3A3;border-width:1pt; vertical-align:top;width:3.1861in;padding:4pt 4pt 4pt 4pt"> <p style="margin:0in;direction:rtl;font-family:Arial;font-size:11.0pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed" lang="fa">چاپ اول، ۱۳۹۶، قطع رقعی، ۱۹۲ صفحه، ۱۸۰۰۰ تومان</p> </td> </tr> </tbody></table> </div><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br>قفسه را می‌توانید در پیام‌‌رسان‌های ایرانی دنبال کنید: @Qafase</font></div> text/html 2018-01-21T13:00:30+01:00 qafase.mihanblog.com حمید درویشی شاهکلایی کتاب «یاور صادق» خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی http://qafase.mihanblog.com/post/232 <img hspace="5" border="5" align="left" vspace="5" src="https://bookroom.ir/file/attach/201305/10082_250_350.jpg" alt="کتاب یاور صادق؛ خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی"><font face="Mihan-Iransans" size="2">کتاب «یاور صادق» خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی </font><div><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-Iransans" size="2">نشر فاتحان، چند کار در مورد فعالیت‌های اصناف در دوره جنگ دارد. یکی از این کتاب‌ها و شاید بهترین آن‌ها «عباس دست‌طلا» است. این کتاب که به خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی می‌پردازد، بعضا اشاراتی هم به عباس دست‌طلا (باقری) دارد. البته اختصاصی به دفاع مقدس ندارد و بخش عمده‌ای از آن به خاطرات قبل از انقلاب اقامحمدصادق بنایی می‌پردازد.</font></div><div><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-Iransans" size="2">یک لایه جنگ که اتفاقاً جنبه مردمی آن را به خوبی نشان می‌دهد، پشتیبانی از جنگ است. اصناف (به ویژه با تشکیل ستاد پشتیبانی اصناف جنگ) در زمینه پشتیبانی خوبی از خود به نمایش گذاشتند و بسیار قوی‌تر از دولت ظاهر شدند.&nbsp;</font><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">خاطرات جناب بنایی در این زمینه برخی غبارها را در این زمینه می‌روبد.</span></div><div><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;"><br></span></div><div><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">به نظر می‌رسد راوی در بعضی‌ جاها با تقوا عمل کرده و مسائلی را ناگفته باقی گذاشته است.</span></div><div><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;"><br></span></div><div><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">هم‌چنین از پردازش اثر ناراضی هستم. این کار، دقت و زحمت بیشتری می‌طلبید. هم سیر زمانی و هم سیر موضوعی اتفاقات خوب رعایت نشده است. عنوان‌بندی فصل‌ها به ویژه در فصل‌های مربوط به قبل انقلاب هم اصلاً رضایت‌بخش نیست.&nbsp;</span></div><div><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;"><br></span></div><div><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">محمدصادق بنایی، از اهالی شهر خامنه است. در دوره جنگ، رئیس‌جمهور (سید علی خامنه‌ای) و نخست‌وزیر (میرحسین موسوی) هم از همان شهر بودند.</span></div><div><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;"><br></span></div><div><div style="color: rgb(102, 102, 102); font-family: IRANSans-web, Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: 14px; text-align: right;"><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2" color="#ff0000"><b>اطلاعات کتاب‌شناختی اثر</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="1"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><div style="direction: rtl;"><table border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" valign="top" style="text-align: justify; direction: rtl; border-collapse: collapse; border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt;"><tbody><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font face="Mihan-Iransans" size="1">عنوان کامل کتاب</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.4562in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 12px; line-height: 17px; margin: 0in; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font face="Mihan-Iransans" size="1">یاور صادق؛ خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی</font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font face="Mihan-Iransans" size="1">پدیدآور</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.4562in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 12px; line-height: 17px; margin: 0in; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font face="Mihan-Iransans" size="1">حسین نیری (متولد ۱۳۵۰)</font></p><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 12px; line-height: 17px;"></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font face="Mihan-Iransans" size="1">ناشر</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.4562in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font face="Mihan-Iransans" size="1">تهران، انتشارات فاتحان<br></font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.4562in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font face="Mihan-Iransans" size="1">قطع رقعی، چاپ دوم، ۱۳۹۴- ۲۵۶ صفحه.<br></font></p></td></tr></tbody></table></div></div><div style="text-align: justify;"><b><font face="Mihan-Iransans" color="#ff0000">به زودی در قفسه</font></b></div><div style="text-align: justify;"><b><font face="Mihan-Iransans" color="#666666" size="1">کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان</font></b></div></div><div style="color: rgb(102, 102, 102); font-family: IRANSans-web, Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: 14px; text-align: justify;"><b><font face="Mihan-Iransans" color="#666666" size="1">کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم</font></b></div></div> text/html 2018-01-05T16:18:29+01:00 qafase.mihanblog.com حمید درویشی شاهکلایی کتاب مجموعه شعر «۱۷۵ اقیانوس» میلاد عرفان‌پور http://qafase.mihanblog.com/post/233 <img hspace="5" border="5" align="left" vspace="5" src="https://bookroom.ir/file/attach/201509/25707_250_350.jpg" alt="طرح جلد کتاب ۱۷۵ اقیانوس میلاد عرفان‌پور"><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">کتاب مجموعه شعر «۱۷۵ اقیانوس» میلاد عرفان‌پور</span></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">عرض ارادتی به ساحت شهدای غواص</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">شهدای غواص را که آوردند، فضای کشور تا مدت‌ها تحت تأثیر قرار گرفته بود. شاعران هم در این میان، به آفرینش آثار هنری خود پرداختند. میلاد عرفان‌پور در نقش یک مدیر فرهنگی جوان توانست مجموعه باارزشی از این اشعار را گرد هم آورد.&nbsp;</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">در مجموعه او، شعر شاعران بزرگی چون</font><span style="text-align: justify; "><font face="Mihan-Iransans" size="2">&nbsp;علیرضا قزوه، عبدالجبار کاکایی، سعید بیابانکی،&nbsp;</font></span><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">علی محمد مؤدب،&nbsp;</span><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">مصطفی محدثی خراسانی و دیگرانی چون</span><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">سعید حدادیان،</span><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">&nbsp;</span><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">حامد عسکری، محمدمهدی سیار، میلاد عرفان پور،&nbsp;</span><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">عباسعلی یونسی سپاهی، نغمه مستشار نظامی، عبدالرحیم سعیدی‌راد، منیژه درتومیان، محمدرضا طهماسبی، محمدحسین انصاری‌نژاد، علیرضا رجبعلی‌زاده، محمدحسن حسینی، بشری صاحبی، نفیسه‌سادات موسوی ایرانی، امیرعلی سلیمانی، علی شکاری و جمعی دیگر از شاعران شناخته‌شده و جوان و گمنام کنار هم قرار داده شده است.</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;"><br></span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">خواندن این مجموعه ضمن یادآوری مجاهدت رزمندگان، احساسات پاک و فطری شما را به جوش و خروش درمی‌آورد.</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;"><br></span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;"><b><font color="#ff0000">درباره نویسنده:<br></font></b>میلاد عرفان‌پور متولد ۱۳۶۷ شیراز است. تحصیلات دانشگاهی خود را در دوره کارشناسی‌ارشد پیوسته رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به پایان برد.</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">&nbsp;او در سال ۱۳۸۵ توانست جایزه جشنواره جوان خوارزمی را برنده شود و بعد از آن بارها مورد تقدیر و توجه قرار گرفته است. او در کنار دکتر محمدمهدی سیار، از شاعران اصلی هیئت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام است. رهبر معظم انقلاب به او و شعرش توجه ویژه‌ای نشان داده‌است. میلاد عرفان‌پور در مجموعه شهرستان ادب فعالیت می‌کند.</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;"><br></span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Mihan-Iransans; font-size: small;">از او منتشر شده است:<br><ul><li>از شرم برادرم (خوانده‌ام.)</li><li>پاییز بهاریست که عاشق شده است (خوانده‌ام.)</li><li>پادشهر&nbsp;(خوانده‌ام.)</li><li>جشن فراموشی‌ها&nbsp;(خوانده‌ام.)</li><li>بی‌خبری‌ها&nbsp;(خوانده‌ام.)</li><li>ناخوانده</li><li>از آخر مجلس&nbsp;(خوانده‌ام.)</li><li>درباره تو</li><li>راهبندان</li><li>۱۷۵ اقیانوس&nbsp;(خوانده‌ام.)</li><li>چاره‌ها&nbsp;(خوانده‌ام.)</li></ul><div><div style="font-family: IRANSans-web, Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: 14px; text-align: right;"><div style="font-family: &quot;b traffic&quot;, Verdana, &quot;Times New Roman&quot;, serif; font-size: 12px; text-align: justify;"><font size="2" style="" color="#ff0000"><b style="">اطلاعات کتاب‌شناسی اثر:</b></font></div><table border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" valign="top" style="color: rgb(102, 102, 102); font-family: &quot;b traffic&quot;, Verdana, &quot;Times New Roman&quot;, serif; font-size: 12px; border-spacing: 0px; text-align: justify; direction: rtl; border-collapse: collapse; border: 1pt solid rgb(163, 163, 163);"><tbody><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">عنوان کامل کتاب</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">۱۷۵ اقیانوس-مجموعه شعر<br>عرض ارادتی به ساحت شهدای غواص</font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">نویسنده:</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">به کوشش: میلاد عرفان‌پور (متولد ۱۳۶۷-شیراز)<br></font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">ناشر:</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">تهران،‌ مؤسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب<br>انتشارات صریر</font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">چاپ:</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">دوم، ۱۳۹۴، ۱۰۴ صفحه، ۵۰۰۰ تومان.</font></p></td></tr></tbody></table><div style="color: rgb(102, 102, 102);"><b>&nbsp;به زودی:</b></div></div><div style="color: rgb(102, 102, 102); font-family: IRANSans-web, Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: 14px; text-align: right;">کتاب یاور صادق؛ خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی/ انتشارات فاتحان</div></div></span></div> text/html 2017-12-29T12:01:53+01:00 qafase.mihanblog.com حمید درویشی شاهکلایی کتاب «پدرانه مادرانه»؛ زندگی به سبک شهدا- جلد سوم؛ عبدالعزیز فاتحی مجرد http://qafase.mihanblog.com/post/231 <img hspace="5" border="5" align="left" vspace="5" src="https://bookroom.ir/file/attach/201611/36080_250_350.jpg" alt="پدرانه مادرانه"><font face="Mihan-Iransans" size="2">کتاب «پدرانه مادرانه»؛ زندگی به سبک شهدا- جلد سوم؛ عبدالعزیز فاتحی مجرد</font><div><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-Iransans" size="2">این‌ها سرفصل‌های این کتاب است:<br></font><span style="color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;">فصل اول: همسرداری</span><br style="box-sizing: border-box; color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;"><span style="color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;">فصل دوم: کودک‌پروری</span><br style="box-sizing: border-box; color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;"><span style="color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;">فصل سوم: تربیت فرزند</span><br style="box-sizing: border-box; color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;"><span style="color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;">فصل چهارم: ساده‌زیستی در خانواده</span><br style="box-sizing: border-box; color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;"><span style="color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;">فصل پنجم: رزق و روزی حلال</span><br style="box-sizing: border-box; color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;"><span style="color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;">فصل ششم: تفریح در خانواده</span><br style="box-sizing: border-box; color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;"><span style="color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;">فصل هفتم: معنویت در خانواده</span><br style="box-sizing: border-box; color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;"><span style="color: rgb(85, 85, 85); font-size: 14px; text-align: justify;">فصل هشتم: مقابله با گناه در خانواده</span><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br><br></font></div><div><font face="Mihan-Iransans" size="2">&nbsp;در هر فصل مختصری درباره مسئله آن فصل صحبت کرده و از آیات و روایات کمک گرفته است. سپس به ارائه چند نمونه از خاطرات مرتبط با شهدا پرداخته است.</font></div><div><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-Iransans" size="2">معمولاً شهدا را به تصمیمات نظامی و اتفاقات میدان جنگ می‌شناسند. استخراج و پردازش وجوه تربیتی شهدا در خانواده کار خوبی است. البته باید توجه داشت سیره شهدا حجیت ندارد و اگر آن سیره مطابق با شرع بود، مورد قبول است.&nbsp;</font></div><div><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-Iransans" size="2">بیان داستان‌های ملموس و در عین حال، واقعی، مزیت کتاب است. نزدیکی زمانی و مکانی به شهدا این باورپذیری را به وجود می‌آورد که معیارهای اسلامی در عصر حاضر هم امکان الگوبرداری دارند و دستورات اسلام متون افسانه‌ای نیست.</font></div><div><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div><div style="color: rgb(102, 102, 102); font-family: &quot;b traffic&quot;, Verdana, &quot;Times New Roman&quot;, serif; font-size: 12px; text-align: justify;"><font size="2">اطلاعات کتاب‌شناسی اثر:</font></div><table border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" valign="top" style="color: rgb(102, 102, 102); font-family: &quot;b traffic&quot;, Verdana, &quot;Times New Roman&quot;, serif; font-size: 12px; border-spacing: 0px; text-align: justify; direction: rtl; border-collapse: collapse; border: 1pt solid rgb(163, 163, 163);"><tbody><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">عنوان کامل کتاب</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">زندگی به سبک شهدا-جلد سوم<br>پدرانه مادرانه</font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">نویسنده:</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">عبدالعزیز فاتحی مجرد (متولد ۱۳۶۵)<br>کاری از مؤسسه فرهنگی مطاف عشق</font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">ناشر:</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">قم، مؤسسه فرهنگی روایت سیره شهدا</font></p></td></tr><tr><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 1.1715in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">چاپ:</font></p></td><td style="border-style: solid; border-color: rgb(163, 163, 163); border-width: 1pt; vertical-align: top; width: 3.6201in; padding: 4pt;"><p style="color: rgb(68, 70, 64); font-size: 14pt; line-height: 17px; margin: 0in; font-family: &quot;B Mitra&quot;; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">اول، ۱۳۹۵، ۱۱۲ صفحه، ۶۰۰۰ تومان.</font></p></td></tr></tbody></table><div>&nbsp;به زودی:</div></div><div>کتاب یاور صادق؛ خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی/ انتشارات فاتحان</div>