قفسه‌: نقد و نگاه من به کتاب‌هایی که خوانده‌ام Qafase.IR

معرفی، نقد، بررسی و تحلیل كتاب با تاكید بر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

شنبه 9 بهمن 1395

مطالعه مبارزات انقلاب اسلامی به مثابه یک فرایند تربیتی

مدرسه انقلاب حسین فتاحی تصویر جلد کتاب

کتاب «مدرسه انقلاب» رمانی است برای نوجوانان.

این رمان داستان چند دانش‌آموز مدرسه‌ای در جریان مبارزات انقلاب اسلامی (به نظر حماسه سیزده آبان و تشکیل اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان) بود. کمال، حسین، علی، مجید، سعید و دوستان‌شان.


چند نکته:


  1. ادبیات داستانی انقلاب اسلامی هنوز مظلوم است و جای کار فراوانی دارد.
  2. نقش تربیتی معلم مدرسه در این کتاب واقعا ستودنی است. خوب در آمده است.
  3. تجربیاتی که این دانش‌آموزان یاد گرفتند، رشدی که محقق شد، در واقع فرآیند تربیتی که برای آن‌ها اتفاق افتاد، جای مطالعه دارد. منظورم ضرورت مطالعه مبارزات انقلاب اسلامی به مثابه یک فرایند تربیتی است.
  4. پرداخت این کتاب به روحانیت، مسجد، تظاهرات، خانواده و... نیز زیبا بود.
  5. امیدبخشی و ایجاد روحیه خودباوری به نوجوانان، ضمن مرور نمونه‌های واقعی تاریخی (شکل‌گیری اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان) از برکات این کتاب است.

لذت بردم. از نویسنده این کتاب که نمی‌شناسم‌ش، تشکر می‌کنم. (درباره نویسنده)


مرتبط:

کتاب «انقلاب اسلامی» | اندیشه‌های امام خامنه‌ای، به کوشش وحید مهدوی


اطلاعات کتاب‌شناسی اثر:


عنوان کتاب:

مدرسه انقلاب

نویسنده:

حسین فتاحی، متولد 1336

ناشر:

تهران، مجموعه کتاب‌های قاصدک، انتشارات ذکر

نسخه‌ای که من خواندم:

چاپ ششم، 1387، 128 صفحه، 1900 تومان.
(ویراست دوم)


به زودی در قفسه:
کتاب رمان «خوشه‌های خشم»؛ جان اشتاین بک (انتشارات امیرکبیر)
کتاب «بینش تمدنی»؛ تقریری از کلام اجتماعی آیت‌الله میرباقری (کتاب فردا)
کتاب «پیغام ماهی‌ها»؛ زندگی سردار شهید همدانی، گلعلی بابایی (نشر صاعقه،‌ نشر بیست‌وهفت)
کتاب «نظریه رمان»؛ حسین پاینده (نشر نظر- نیلوفر)
کتاب رمان «جنگ و صلح»؛ لئون تالستوی (انتشارات نیلوفر)

  • نظرات() 
  • جمعه 8 بهمن 1395

    نویسنده: برادر مجید ابراهیمیان

    دوست عزیزم، مجید ابراهیمیان، دانشجوی کارشناسی‌ارشد ادبیات در دانشگاه علامه طباطبایی است. توجه به ملاحظات او، قطعاً در ارتقای سواد و نقد ادبی مؤثر است.

    رؤیایی که در نیمه‌شب می‌ماند

    سه بعد بررسی یک کتاب

    کتابِ "رؤیای نیمه‌شب" را از سه بُعدِ فرمی، محتوایی و ضرورتی می‌توان بررسی کرد.

    در آغاز باید گفت که هنر، و در اینجا ادبیات، از مادۀ خیال تغذیه می‌کند و کارش انبساط و انقباضِ نفسانی است. پس به‌نفسه ارزنده یا نیرزنده نیست. به بیانِ دیگر هنر وسیلۀ ترغیب و تبلیغ است. آنچه متمایزش می‌کند اندیشه‌ای است که در این ظرف ریخته می‌شود.

    از سوی دیگر همین ظرف (یعنی هنر و در اینجا ادبیات) با مظروف (یعنی اندیشه) مناسبت‌هایی دارد. هر اندازه این مناسبات مستحکم‌تر باشد، ضریبِ تأثیر بیشتر می‌شود. 

    و از جهتِ دیگر ظرفِ گفته‌شده خودش نیز دارای قواعدی است که هر اندازه آن قواعد در آن لحاظ شود ظرف یا فرمِ بهتری داریم که در نتیجه قدرتِ ترغیب و امکانِ ماندگاریِ آن اثر را افزایش خواهد داد.

    تفکیک فرم و محتوا

        گرچه در تفکیک یا عدمِ تفکیک فرم و محتوا بحث‌های فراوانی شده، اینجا این دو را تا حدودی جدا بحث می‌کنیم. 

    فرم

    در بحثِ فرم، این کتاب نواقصی دارد که به برخی اشاره‌ای می‌شود. 

    اولین مورد نداشتنِ تیپ است. تمامِ شخصیت‌ها به یک زبان صحبت می‌کنند، هرچند از طبقاتِ مختلفِ جامعه‌اند. 

    موردِ بعدی ناسازی‌های تاریخی است که بحثی مفصل می‌طلبد. اجمالاً اینکه این داستان در قرنِ هفتم و در شهری عربی (حله) روایت می‌شود، ولی هم توصیفات و هم کلماتِ داستان به اماکنِ معاصرِ ایرانی و واژگانِ متداولِ تهرانی پهلو می‌زند. بازاری که وصف می‌شود انگاری بازارِ تجریش است. واژۀ "شانس" کجای ادبیاتِ دیروز است؟ عشقی که در داستان موج می‌زند از علاقه است و بنا به تعریفی است که ما امروزی‌ها از آن داریم، نه مسلمانِ عربِ قرنِ هفتمی. یک اثرِ هنریِ تاریخی نیازمندِ ظرافت‌های ژرفی است که این اثر تا حدودِ زیادی فاقدِ آن است. 

    موردِ دیگر زاویۀ دید است. راویِ اول‌شخصِ داستان در جریانِ مستقیمِ مهمترین بخشِ داستان نیست. پس چرا باید این زاویۀ دید را برگزید؟ دلیلش جذابیت‌های نفسانی است که در بخشِ محتوا گفته می‌شود ان‌شاءاللّه. 

    تعلیقِ داستان قابلِ قبول است، گرچه در مواردی افراطی می‌شود. 

    ضرباهنگِ داستان نیز دچارِ افت و فرود است و گاهی ملال‌آور می‌شود. 

    سخن فراوان است، ولی در جمع‌بندیِ فرم می‌توان گفت که اثرِ موردِ بحث نه رمان و نه حتی داستان است. بیشتر به حکایاتِ ادبیاتِ کلاسیکِ شرقی می‌ماند که ذهنیاتِ نویسنده در آن جاری است تا واقعیت‌هایی که موجبِ همدلیِ مخاطب با متن می‌شود. مخاطبِ چنین فرمی کودکان و نهایتاً نوجوانانِ کم‌ارتباط با ادبیات‌اند که البته بازخوردهای موجود این مطلب را تصدیق می‌کند.

    محتوای اثر

        موضوعِ این اثر مذهبی است؛ جریانِ تشرفِ یکی از شیعیان به محضرِ حضرتِ صاحب، عجّل‌اللّه‌فرجه.

    پرداختی که برای این محتوا گزیده شده تا حدودِ زیادی مباینِ این موضوع است. صراحتاً روایتِ یک عاشقانۀ مذهبی است. ما می‌گوییم عاشقانه، شما چیزِ دیگری بخوانید!

     آنچه که این متن را به شمارگانِ بالا رسانده ربطِ چندانی به حضرتِ صاحب، عجّل‌اللّه‌فرجه، ندارد. اگر چنین بود، کتاب‌های فراوانی در این مورد نوشته شده و با وجودِ وضوح و اتقانِ بالایشان کمتر دیده شده‌اند. 

    جذابیت‌های نوجوانانه و نفسانیِ این کتاب در فضای سطحی‌نگریِ مذهبیِ حاکم بر غالبِ نسلِ جوانِ مذهبی، فرصتی مناسب برای جولانِ چنین آثاری را می‌دهد. کافی است نگاهی به آثاری از هنرهای دیگر، اعم از سینما و موسیقی، بیندازیم تا متوجه شویم که آنچه هنر را ارزشمند می‌کند، مقبولیتِ عمومی نیست، بلکه همین مقبولیت به ما کمک می‌کند که دریابیم جامعه تا چه اندازه با مبانی فاصله دارد یا ندارد. تذبذبِ افسارگسیختۀ نورسیدگانِ مذهبی تشخیصی میانِ جذابیت‌های جنسی و محبتِ حضرتِ صاحب، عجّل‌اللّه‌فرجه، قائل نمی‌شود. گناهِ این بی‌تشخیصی نه مستقیماً بر گردهٔ نویسنده است، نه مخاطبِ نوجوانِ این متن. در واقع با بروزِ چنین پدیده‌هایی باید پی به یک بیماریِ خطرناک برد که امید است طبیبان برای علاجش بیندیشند. بی‌توجهیِ اولیا به امرِ تربیت و وانهادنش به مدرسه، و در ادامه سطحی‌آموزیِ مدارس با توجه به قالبِ نابومیِ آن‌ها، از ریشه‌های این تذبذب است. 

    بحث در محتوا نیز به این کوتاه ختم نمی‌شود، ولی به همین‌ها بسنده می‌کنیم. ما مسلمانان برای هنر وظیفه قائلیم. آنچه محتوا را غنی از معارفِ دینی می‌کند هنر نیست، مبانیِ صحیحِ هنرمند است. پس پیش از هر حرکتی در هنر باید مسلمان تربیت کرد. اگر نکردیم، از این شبهات فراوان و فراوان خواهیم دید.

    ضرورت

        بحثِ پایانی ضرورت است که البته در حوزۀ بنده هم نیست و شاید کمی از انصاف خارج شوم.

     مختصر اینکه در اوضاعِ کنونی ضرورت‌های خطیرتری پیش آمده که بهتر است به آن‌ها پرداخت. 

    تشرفِ یکی از شیعیان به محضرِ حضرتِ صاحب، عجّل‌اللّه‌فرجه، در قرنِ هفتم و شیعه‌شدنِ آن شهر در نتیجۀ این تشرف، تذکری نیکوست. ایشان خواسته و آرزوی شیعیان، بلکه جهانیان، هستند. اما برای تحققِ ظهورِ آن گرامی باید زیرساخت‌هایی فراهم شود. باید مسلمانانی مسلط به مبانیِ دینی تربیت شوند. باید با فقر، فحشا، اسراف، اشرافی‌گری، سطحی‌نگری، بی‌بصیرتی و بسیاری از معضلاتِ عقیدتی و اجتماعی برخورد کرد و مردم و جوانان را متوجهِ حلّ این امراض کرد. 

    به نظر می‌رسد مادام که این مسائل حل نشده پرداختن به موضوعِ این کتاب، در بهترین محتوا و فرم هم، ضرورتی ندارد و این رؤیای خواستنی در همان نیمه‌شب خواهد ماند، مع‌الاسف.

    به زودی در قفسه:

    کتاب «مدرسه انقلاب»؛ رمان نوجوانان؛ حسین فتاح (انتشارات ذکر)
    کتاب رمان «خوشه‌های خشم»؛ جان‌اشتاین بک (مؤسسه انتشارات امیرکبیر)
    کتاب «بینش تمدنی»؛ تقریری از کلام اجتماعی آیت‌الله میرباقری (کتاب فردا)
    کتاب «پیغام ماهی‌ها»؛ زندگی سردار شهید همدانی، گلعلی بابایی (نشر صاعقه،‌ نشر بیست‌وهفت)
    کتاب «نظریه رمان»؛ حسین پاینده (نشر نظر- نیلوفر)
    کتاب رمان «جنگ و صلح»؛ لئون تالستوی (انتشارات نیلوفر)

  • نظرات() 
  • جمعه 8 بهمن 1395

    به قلم نویسنده مهمان: برادر مجید فیضیان
    ابایی ندارم که بگویم تمایلی به خواندن رمان‌های ایرانی ندارم. سخت معتقدم که «متوسط خواندن» به روح آدمی جوشش که نمی‌دهد هیچ، چه بسا همان نَمی هم که داشت بخشکاند!
    اما باید اعتراف کنم که «رویای نیمه شب» را یک‌روزه خواندم. یک رمان کلاسیک عالی است. ماجرا به خودی خود پر کشش است، سرعت رویداد ها و شیوه روایت هم چیزی بیشتر از #خوب است.
    رمانی است که می‌شود به دیگران توصیه کرد و مطمئن بود که عموم افراد را به خود جذب می‌کند. از طرفی مایه #مذهبی خوبی هم دارد و در عین شعاری نبودن مفاهیم را شسته و رفته عرضه می‌کند
    اما یک نکته
    در این داستان #بدون_استثناء همه شخصیت‌ها #دلباختته اند انگار همه آدم‌ها در حالت عادی باید #دلباخته باشند
    هاشم به ریحانه، حماد به قنواء، رشید به امینه و بالعکس!
    نویسنده در ۲۷۶ صفحه کتاب یک دو جین #عاشق خلق می‌کند و هم همه را هم به هم می‌رساند!
    تصور کنید یک نوجوان از همه جا بی‌خبر این #رمان_مذهبی را بخواند، چه بلایی به سرش می‌آید؟ بدون شک گمان می‌کند او هم باید #عاشق شود و لابد یک مرضی دارد که تا به حال به کسی دل نباخته است و یا اگر دلباخته حتما این یک اتفاق #روحانی و #عرفانی است...
    همه ما اگر بیست سالگی را رد کرده باشیم بدون هیچ دلیلی می‌فهمیم که این تصورات تا چه حد #احمقانه است
    شرح این‌که #تصورات_احمقانه درباره جنس مخالف چه بلایی ممکن است سر آدم بیاورد بسیار مفصل‌تر از ۲۷۶ صفحه است!
    متاسفم که نویسنده‌ای با این توانایی که از اتفاق آخوند هم هست بی‌توجه به آسیب‌های واقعی که در جامعه ما مثل روز روشن است این‌طور #مهملات_آسیب_زا بافته است

    کانال تلگرام مجید فیضیان به نشانی @khedmatnevesht
    به زودی در قفسه:
    کتاب «رؤیای نیمه‌شب»؛ مظفر سالاری (کتابستان معرفت)؛ یادداشت برادر مجید ابراهیمیان
    کتاب رمان «خوشه‌های خشم»؛ جان اشتاین بک
    کتاب «نظریه رمان»؛ حسین پاینده (نشر نظر- نیلوفر)

    پی‌نوشت برادر مجید فیضیان، پس از انتشار این یادداشت و یادداشت برادر مجید ابراهیمیان:
    دوست فرهیخته‌‌ام یادداشت تلگرامی من درباره «رویای نیمه شب» را در وبلاگ تخصصی‌اش منتشر کرد و این فرصت را به من داد تا تاملات شخصی‌ام را در کنار یادداشت دو متخصص ادبیات ببنیم.
    اولین واقعیتی که با آن رو به رو شدم این بود که اگرچه با ساختار داستان‌های کلاسیک و مدرن آشنا هستم اما این آشنایی به جانم ننشسته و نگاهم را تبدیل به یک نگاه تخصصی نکرده است و همچنان محتوا ببشترین اهمیت را در چشم من دارد.
    دومین مطلب، تاثیر تلگرام در انتشار مطلب است
    من بعد از انتشار یادداشت تلگرامی‌ام متوجه بی‌دقتی‌ام در توصیف کتاب شدم و می‌خواستم عبارت «یک داستان عامیانه جذاب» را جایگزین «یک رمان کلاسیک عالی» کنم اما #حس‌ش نبود!
    حالا همین عبارت کوچک در کنار دو یادداشت تخصصی اهمیتی یافته که آرزو می‌کنم ای‌کاش این کار را کرده بودم...
    تلگرام با سرعت انتشارش باعث شده تا جرقه‌های ذهنی خود را فراموش نکنم و به آن فرصت جولان هر چند اندک بدهم، چیزی که قبلا میسر نمی شد، اما از طرفی دقت این نوشته‌ها کم‌شده و اگرچه داغ داغ به دست مخاطب می‌رسد به پختگی نوشته‌های «سر فرصت» نمی‌شود

    این دو یادداشت تخصصی را اینجا بخوانید:
    http://qafase.ir/post/180
    http://qafase.ir/post/163


  • نظرات() 
  • جمعه 8 بهمن 1395

    ملاقات در شب آفتابی


    خاطراتی که از گنجینه دفاع مقدس استخراج می‌شوند‌، آن‌گاه که توسط نویسندگان توانمند نوشته می‌شوند، گنج جنگ را برای همه ما خواندنی می‌کنند.
    این کتاب هم پشت جبهه است و هم شب عملیات و هم پس از جنگ. هم خاطره است و هم رمان!
    من چاپ چهاردهم کتاب را خواندم. (البته روی جلد هنوز نوشته‌اند چاپ دهم! این‌قدر سرعت تجدید چاپ بالا رفته که حواسشان نیست.)
    این کتاب در سومین دوره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس در سال ۱۳۷۶ ،‌ ویژه سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ به جهت برخورداری از ساختار تازه و نو، نثر روان و منسجم و نیز پیام مثبت(!) تقدیر شد.
    متأسفانه داستان کتاب در اینترنت موجود است و همین شاید لذت خواندن کتاب را کم کند. به نظرم در همین حد بخوانید محتوای کتاب درباره خاطره دو رزمنده جانباز دفاع مقدس است که سرگذشت متفاوتی داشته‌اند.
    پویش مطالعاتی روشنا اخیرا برای آشنایی با گوشه‌ای از جان‌فشانی‌های رزمندگان دفاع مقدس و ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی،‌در حرکتی مردمی و با همیاری مؤلف، ناشر، مراکز پخش و کتابفروشان،‌ با صرف‌نظر نمودن از حقوق مادی خود و کاهش قیمت کتاب از ۹۰۰۰ تومان به ۴۰۰۰ تومان،‌ آن را به مردم عزیز کشورمان تقدیم کرده است.
    اطلاعات کتاب‌شناسی اثر:

    عنوان کامل کتاب:

    ملاقات در شب آفتابی

    نویسنده:

    علی مؤذنی (متولد ۱۳۳۷)

    دسته‌بندی:

    رمان دفاع مقدس،‌ خاطرات جانبازان

    ناشر:

    مؤسسه انتشارات قدیانی

    چاپ:

    چهاردهم، ۱۳۹۴، ۱۵۲ صفحه،‌۴۰۰۰ تومان.


    خرید اینترنتی کتاب «ملاقات در شب آفتابی» در فروشگاه پاتوق اینترنتی کتاب فردا: http://bookroom.ir//book/4312

    به زودی در قفسه:
    کتاب «سر دار» / بر دار رفتن شیخ فضل‌الله نوری در مشروطه به روایت نوه شیخ شهید
    کتاب «لاف عشق»؛ نقد سبک زندگی امت حزب‌الله / محمد جبارپور
    کتاب «سید عزیز»؛ زندگی و زمانه سید حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان/ حمید داودآبادی
    کتاب «مدرسه انقلاب»؛ رمان نوجوانان؛ حسین فتاح (انتشا
    رات ذکر)
    کتاب «رؤیای نیمه‌شب»؛ مظفر سالاری (کتابستان معرفت)؛ یادداشت برادر مجید ابراهیمیان
    کتاب رمان «خوشه‌های خشم»؛ جان‌اشتاین بک
    کتاب «نظریه رمان»؛ حسین پاینده (نشر نظر- نیلوفر)

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات مطالب قفسه:3
    • 1  
    • 2  
    • 3  

    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب:
    • آخرین بازدید :
    • روزآمد شده در: