تبلیغات
قفسه‌: نقد و نگاه من به کتاب‌هایی که خوانده‌ام Qafase.IR - مطالب خاطرات دفاع مقدس

قفسه‌: نقد و نگاه من به کتاب‌هایی که خوانده‌ام Qafase.IR

معرفی، نقد، بررسی و تحلیل كتاب با تاكید بر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

پنجشنبه 10 اسفند 1396

طرح جلد کتاب وقتی مهتاب گم شد خاطرات علی خوش لفظ همدان حمید حسام
کتاب «وقتی مهتاب گم شد» خاطرات علی خوش‌لفظ

چند نکته به طور گذرا:
قلم سردار حمید حسام و اطلاعات نظامی او قابل تقدیر است.
علی خوش‌لفظ هم زندگی جالبی داشته است. چه در نوجوانی و چه در جوانی که در کنار بازیگوشی‌ها به جهاد گذشت. 
یک مزیت خوب کتاب، سیر تطور علی خوش‌لفظ است. علی خوش‌لفظ مرحله به مرحله پیشرفت می‌کند.
او یازده بار مجروح شده است. با حاج احمد متوسلیان در مریوان آشنا می‌شود و جزء نیروهای شناسایی‌کننده عملیات فتح خرمشهر است. با بیش از ۹۰ شهید عقد اخوت بسته است!

خیلی دلم می‌سوزد برای کسانی که به تدریج دوستانشان شهید شدند و خودشان جا ماندند. (من فقط یکی از دوستانم تو سوریه شهید شده؛ اما یک چیزهایی درک کرده‌ام.) علی خوش‌لفظ هم از آن‌ها بود. تازه چه بسیار افرادی که او پای آن‌ها را به جبهه باز کرد و شهید شدند و علی تنها ماند. دو برادرش شهید شدند و او ماند. علی ماند تا آقایش، سید علی خامنه‌ای او را شهید زنده بخواند. شاید خیلی‌ها قدرش را و قدر پیشکسوتان جهاد و شهادت را بدانند. و سرانجام علی رفت به دوستان شهیدش پیوست. دیگر رسالت زینبی‌اش را هم انجام داده بود. کتاب علی چاپ شده است و به جمع ماندگارها پیوسته است.

علی خوش‌لفظ هم همدانی است. مثل سردار حسین همدانی [کتاب‌های مهتاب خین، پیغام ماهی‌ها، خداحافظ سالار و...] و علی چیت‌سازیان [گلستان یازدهم]. مثل مرتضی نادرمحمدی [رد پابرهنه‌ها] از ملایر که کتابش را دارم می‌خوانم. مثل ستار ابراهیمی [دختر شینا]. تاریخ دفاع مقدس به برکت قلم جناب آقای حمید حسام و سرکار خانم بهناز ضرابی‌زاده روزبه‌روز دارد شناخته‌تر می‌شود. زمانی می‌گفتیم تاریخ دفاع مقدس شهرستان‌ها مظلوم است و فقط به سرداران تهرانی پرداخته می‌شود. امروز بعضی استان‌ها عقب‌ماندگی خود را تا حدودی جبران کرده‌اند و مردم هم استقبال کرده‌اند. خدا رو شکر.
راستی خاطرات خانم دباغ و راز نگین سرخ (محمود شهبازی) و کتاب‌هایی از این دست هم بخش‌هایی از همین تاریخ است. حیفم آمد اینجا یادی از آن‌ها نکنم.

این کتاب را شب‌ها قبل از خواب می‌خواندم. کتاب حجیم و سنگینی بود و مناسب اتوبوس و مترو نبود.

حضرت آقا هم درباره این شهید و هم درباره کتاب و نویسنده سنگ تمام گذاشته است. هم تقریظ و هم پیام تسلیت شهادت.



اطلاعات کتاب‌شناسی اثر:

عنوان کامل کتاب

وقتی مهتاب گم شد
خاطرات علی خوش‌لفظ

مصاحبه و تدوین:

حمید حسام (متولد ۱۳۴۰)
کاری از حوزه هنری همدان

ناشر:

تهران، شرکت انتشارات سوره مهر

چاپ:

چهاردهم، ۱۳۹۶، ۶۵۲ صفحه، ۱۹۰۰۰ تومان.


این مطلب را دو ماه پیش نوشته بودم. متأسفانه دیر متوجه شده‌ام که در حالت چرک‌نویس قرار گرفته و منتشر نشده است.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 1 بهمن 1396

    کتاب یاور صادق؛ خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بناییکتاب «یاور صادق» خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی

    نشر فاتحان، چند کار در مورد فعالیت‌های اصناف در دوره جنگ دارد. یکی از این کتاب‌ها و شاید بهترین آن‌ها «عباس دست‌طلا» است. این کتاب که به خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی می‌پردازد، بعضا اشاراتی هم به عباس دست‌طلا (باقری) دارد. البته اختصاصی به دفاع مقدس ندارد و بخش عمده‌ای از آن به خاطرات قبل از انقلاب اقامحمدصادق بنایی می‌پردازد.

    یک لایه جنگ که اتفاقاً جنبه مردمی آن را به خوبی نشان می‌دهد، پشتیبانی از جنگ است. اصناف (به ویژه با تشکیل ستاد پشتیبانی اصناف جنگ) در زمینه پشتیبانی خوبی از خود به نمایش گذاشتند و بسیار قوی‌تر از دولت ظاهر شدند. خاطرات جناب بنایی در این زمینه برخی غبارها را در این زمینه می‌روبد.

    به نظر می‌رسد راوی در بعضی‌ جاها با تقوا عمل کرده و مسائلی را ناگفته باقی گذاشته است.

    هم‌چنین از پردازش اثر ناراضی هستم. این کار، دقت و زحمت بیشتری می‌طلبید. هم سیر زمانی و هم سیر موضوعی اتفاقات خوب رعایت نشده است. عنوان‌بندی فصل‌ها به ویژه در فصل‌های مربوط به قبل انقلاب هم اصلاً رضایت‌بخش نیست. 

    محمدصادق بنایی، از اهالی شهر خامنه است. در دوره جنگ، رئیس‌جمهور (سید علی خامنه‌ای) و نخست‌وزیر (میرحسین موسوی) هم از همان شهر بودند.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    یاور صادق؛ خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی

    پدیدآور

    حسین نیری (متولد ۱۳۵۰)

    ناشر

    تهران، انتشارات فاتحان

    قطع رقعی، چاپ دوم، ۱۳۹۴- ۲۵۶ صفحه.

    به زودی در قفسه
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

  • نظرات() 
  • جمعه 8 دی 1396

    پدرانه مادرانهکتاب «پدرانه مادرانه»؛ زندگی به سبک شهدا- جلد سوم؛ عبدالعزیز فاتحی مجرد

    این‌ها سرفصل‌های این کتاب است:
    فصل اول: همسرداری
    فصل دوم: کودک‌پروری
    فصل سوم: تربیت فرزند
    فصل چهارم: ساده‌زیستی در خانواده
    فصل پنجم: رزق و روزی حلال
    فصل ششم: تفریح در خانواده
    فصل هفتم: معنویت در خانواده
    فصل هشتم: مقابله با گناه در خانواده

     در هر فصل مختصری درباره مسئله آن فصل صحبت کرده و از آیات و روایات کمک گرفته است. سپس به ارائه چند نمونه از خاطرات مرتبط با شهدا پرداخته است.

    معمولاً شهدا را به تصمیمات نظامی و اتفاقات میدان جنگ می‌شناسند. استخراج و پردازش وجوه تربیتی شهدا در خانواده کار خوبی است. البته باید توجه داشت سیره شهدا حجیت ندارد و اگر آن سیره مطابق با شرع بود، مورد قبول است. 

    بیان داستان‌های ملموس و در عین حال، واقعی، مزیت کتاب است. نزدیکی زمانی و مکانی به شهدا این باورپذیری را به وجود می‌آورد که معیارهای اسلامی در عصر حاضر هم امکان الگوبرداری دارند و دستورات اسلام متون افسانه‌ای نیست.

    اطلاعات کتاب‌شناسی اثر:

    عنوان کامل کتاب

    زندگی به سبک شهدا-جلد سوم
    پدرانه مادرانه

    نویسنده:

    عبدالعزیز فاتحی مجرد (متولد ۱۳۶۵)
    کاری از مؤسسه فرهنگی مطاف عشق

    ناشر:

    قم، مؤسسه فرهنگی روایت سیره شهدا

    چاپ:

    اول، ۱۳۹۵، ۱۱۲ صفحه، ۶۰۰۰ تومان.

     به زودی:
    کتاب یاور صادق؛ خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی/ انتشارات فاتحان

  • نظرات() 
  • جمعه 28 مهر 1396

    اوج بندگی 4: تک پسر (نیم‌نگاهی به زندگی و اوج بندگی دانشجوی شهید مسعود آخوندی)

    طرح جلد کتاب تک پسر خاطرات شهید دانشجو مسعود آخوندی
    کتاب متشکل از حدود ۱۰۰ خاطره مینیمال ساده و کوتاه است که به همراه تصاویر در ۱۶۰ صفحه منتشر شده است. برخی خاطره‌ها از یک و نیم خط تجاوز نمی‌کنند.

    منظور از اوج بندگی، شهادت است. البته کتاب حاضر را یک خانم نوشته است و مثل بسیاری از کتاب‌های دیگر زن‌نویس، بُعد جنگی و نظامی آن ضعیف است. بنابراین به سختی بتوان آن را درباره شهادت دانست! اما در مقابل بُعد خانوادگی و ابعاد مرتبط با پشت‌جبهه پررنگ‌تر دیده شده است. 

    در توصیف شهید مسعود آخوندی، بیش از هر چیز به این‌که او دانشجوی نخبه رشته مهندسی مکانیک بود، اشاره می‌کنند. حال آنکه به نظر می‌رسد خود شهید پاسداری از اسلام را مهم‌ترین رسالت خود می‌دانسته است.

    به نظر می‌رسد تلاش شده تا با تأکید بر تک‌پسر بودن این شهید و رابطه عاطفی خانواده با او، احساسات مخاطب برانگیخته شود. هرچند مخالف این کار نیستم و دشواری تقدیم شهید باید روشن شود، تقلیل قضیه شهادت به این موارد هم خطرناک است. آرمان شهدا باید گسترده‌تر دیده شود. به ویژه دانشجویانی که به جای سنگر دانشگاه، سنگر جبهه را انتخاب کردند. این‌ها از فضای دورتری به عمق خطوط نبرد آمدند.

    امثال این شهید می‌توانستند خود را این‌گونه توجیه که در سنگر علم مشغول‌اند و دانشگاه هم خود یک جبهه است، اما خدا به آن‌ها لطف کردد و واقعیت را دیدند که بهترین مرگ در این جهان، شهادت است. خوشا به سعادتشان. ان‌شاءالله دنباله‌رو راه آن‌ها باشیم و از ما شفاعت کنند.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    اوج بندگی ۴:
    تک پسر (نیم‌نگاهی به زندگی و اوج بندگی دانشجوی شهید مسعود آخوندی)

    پدیدآور

    نسیبه استکی (-۱۳۶۲)
    خاطرات شهید مسعود آخوندی (۱۳۶۵-۱۳۴۲)

    ناشر

    قم،‌ انتشارات شهید کاظمی
    چاپ قبلی: مجد اسلام، ۱۳۹۲

    قطع جیبی، چاپ اول، ۱۳۹۵- ۱۶۰ صفحه، ۵۰۰۰ تومان



    به زودی در قفسه
    کتاب خورشید مغرب؛ محمدرضا حکیمی/ انتشارات دلیل ما قم
    کتاب سیاحت غرب؛ گزارش آیت‌الله آقانجفی قوچانی از برزخ/ مؤسسه انتشارات قدیانی تهران
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

  • نظرات() 
  • سه شنبه 11 مهر 1396

    طرح جلد کتاب آخرین شلیک خاطرات کاظم فرامرزیکتاب «آخرین شلیک»؛ خاطرات کاظم فرامرزی

    چندماه این کتاب در قفسه‌ام خاک خورد تا نوبت به خواندنش رسید. تأخیر اتوبوس و فاصله طولانی خانه تا هیئت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام فرصت مناسبی بود تا کل کتاب با یک پیوستگی خوبی خوانده شود.

    کتاب «آخرین شلیک» از یک مقدمه (به اسم اشاره) و ۲۶ فصل کوتاه بدون نام تشکیل شده است. ای کاش، برای فصل‌ها اسم می‌گذاشتند. حدود ۱۶ صفحه هم به تصاویر با زیرنویس اختصاص یافته است.

    کودکی و انقلاب دو فصل ابتدایی کتاب هستند و حجم واقعاً کمی دارند. اما راوی تقریباً فضای روشنی از آن سال‌ها ترسیم می‌کند. فقر اقتصاد و فرهنگی شاید مشخصه مهمی از آن سال‌ها باشد که راوی کتاب صادقانه بیان داشته است.

    روحیه باصفای جنوبی راوی، در بیان خاطرات و مثال‌ها پیداست.

     #پیشنهاد: بد نیست یک قطعه صوت از راوی این‌گونه کتاب‌ها ضبط کنند و نشانی دریافت آن را با رمزینه QR در ابتدای کتاب‌ها قرار دهند تا خواننده تلاش کند کتاب را با لهجه شیرین راوی بخواند!

    آنچه با کمی تأمل روشن می‌شود، این است که راوی از خودش کم گفته است. شاید هم بهتر باشد بگوییم نگفته است. حداکثر قدری علیه خودش صحبت کرده است! سادگی و صفای جنوبی راوی را مدنظر قرار دهید تا بیشتر لذت ببرید.

     خوب است همیشه تلاش کنید شخصیت راوی با همه ویژگی‌هایش ترسیم کنید و بعد حرف‌هایش را بفهمید. مثلاً غذای رایج که مادر راوی می‌پخت، «آب‌‌پیازی» بود؛ آب جوشیده و پیاز و روغن! جالب آن‌که سر مقدار پیازی که نصیب فرزندان می‌شد، دعوا شکل می‌گرفت. طبیعی است چنین فردی از وضع غذای جبهه راضی باشد!

    خب، این آقا کاظم فرامرزی وارد جنگ می‌شود. اول او را به کارگزینی می‌فرستند. روحیه‌اش به کارهای دفتری نمی‌خورد. بعداً به ضدزره (موشک) می‌رود و به زودی فرمانده گردان می‌شود و شکارچی تانک لقب می‌گیرد. به نظر می‌رسد اعجوبه‌ای است از این جهت.

    خاطرات پرتلاطمش از روزهای دفاع مقدس ادامه دارد تا روزهای سخت و مبهم آخر جنگ و بعدش پذیرش قطع‌نامه که شوک بزرگی است. البته با حمله مجدد بعثی‌ها و منافقین، دوباره شور جهاد برانگیخته می‌شود. به حدی که یکی از فرماندهان درباره او گفته است: «این دیوانه دیگر کیست؟!»

    چند صفحه خاطره تا آتش‌بس باقی‌است. کاظم فرامرزی به یاد دوستان شهیدش در ثانیه‌های آخر قبل از پذیرش آتش‌بس به سمت دشمن شلیک می‌کند. احتمالاً او «آخرین شلیک» و به یادماندنی‌ترین آن را انجام داده است.

    در چند جا می‌بینیم که او آخرین نفری است که از معرکه جان سالم به درد می‌برد. مثلاً آخرین نفری است که در جریان پیش‌روی‌های عراق در سال آخر جنگ از شلمچه زنده برگشت و دیگران یا شهید شدند و یا اسیر. تا جایی که یکی از نیروهایش گفته است بچه‌ها با آقای فرامرزی جلو می‌روند، همه کشته می‌شوند و ایشان تنها و سالم به عقب برمی‌گردد.

    زحمت مصاحبه و تدوین اثر هم یک نام آشنا کشیده است: سید قاسم یاحسینی.

    خداوند هم مصاحبه‌کننده عزیز و هم راوی ارجمند کتاب را حفظ کند.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    آخرین شلیک؛ خاطرات کاظم فرامرزی

    پدیدآور

    راوی: کاظم فرامرزی (متولد ۱۳۴۲)
    مصاحبه و تدوین: سید قاسم یاحسینی (متولد ۱۳۴۵)

    ناشر

    تهران، شرکت انتشارات سوره مهر

    قطع رقعی، چاپ چهارم، ۱۳۹۰- ۲۰۰ صفحه.



    به زودی در قفسه
    کتاب زخم شانه مسیح؛ علی شاه‌حاتمی/ انتشارت کتاب نیستان تهران
    کتاب خورشید مغرب؛ محمدرضا حکیمی/ انتشارات دلیل ما قم
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

  • نظرات() 
  • سه شنبه 4 مهر 1396

    جایزه «مقاومت، فرهنگ و ارتباطات» را به این مرد بدهید

    طرح جلد کتاب ملاصالح مترجم ایرانی آن ۲۳ نفر در زندان عراق
    کتاب «ملاصالح»؛ سرگذشت شگفت‌انگیز مترجم اسرای ایرانی در عراق/ رضیه غبیشی



    خلاصه زندگی‌نامه: 
    * خطر لو رفتن داستان!
    صالح قاری الاسدی سرگذشت عجیبی دارد. آبادانی است. تبعیض انگلیسی‌ها را درک کرده است. می‌خواست به دبیرستان برود. پدرش او را به عراق می‌فرستد تا با عمویش زندگی کند. بعد از مدتی، طلبه حوزه نجف می‌شود. متوجه اوضاع سیاسی می‌شود. اما بعثی‌ها قدرت را به دست می‌گیرند. او هم از عراق اخراج می‌شود. حضورش در حوزه علمیه قم هم با جریان حمله مأموران شاه به فیضیه مصادف است و فرار از قم! مبارزات سیاسی او با شاه، کار دستش می‌دهد؛ دستگیری، شکنجه، زندان، حبس ابد و حتی اعدام! البته آزادش می‌کنند، کارمند انگلیسی‌زبان هتل می‌شود و به صف مبارزه برمی‌گردد. ماجرای بعد از پیروزی انقلابش هم فراوان است. اما ابتکارهای جنگی‌اش جالب توجه است. مثل برگزاری کنگره شعر عربی مقاومت و ایده‌اش برای صدور پیام مظلومیت انقلاب به کشورهای دیگر که نهایتاً در همین جریان‌ها روی لنج اسیر عراقی‌ها می‌شود. دوباره شکنجه و گرفتاری! منافقین او را می‌شناسند و می‌دانند او «بلبل خمینی» است که در رادیو عربی، عراقی‌ها را تشویق به تسلیم شدن می‌کرد. دست امداد غیبی کاری می‌کند او از این وضع نجات پیدا می‌کند و منافقان خوار و ذلیل بشوند. او می‌شود مترجم اسرای ایرانی و حتی با صدام دیدار می‌کند. به عنوان مترجم، خدمات فراوانی به اسیران ایرانی ارائه می‌دهد. حضور سید ابوترابی و نیز نوجوانان کتاب آن ۲۳ نفر از جذابیت‌های این بخش است. سرانجام لو می‌رود! دوباره گرفتاری ولی خلاصه کنم با امداد غیبی در سال ۱۳۶۴ به همراه گروهی از اسیران بیمار و معلول به کشور برمی‌گردد. حالا در جمهوری ایران به عنوان خیانتکار حکم اعدامش را صادر می‌کنند! لطف خدا آنجا خود را نشان می‌دهد که رفیقش، علی فلاحیان، حکم را لغو می‌کند. خلاصه حتی بازگشت اسرا و تمجیدهای سید ابوترابی چندان راهگشا نیست و... اما تبرئه می‌شود و سرگذشت شگفت‌انگیز ملاصالح همچنان ادامه دارد... آخرین ماجرای شگفت‌انگیز او زنده‌ماندن از حادثه مناست!

    چند نکته
    ملاصالح سرگذشت پرفراز و نشیبی داشت. کشش و تعلیق کتاب، زیاد است. 

    تلاش‌های او به ویژه از جهت فرهنگ و ارتباطات برای من قابل توجه و تقدیر بود. اقدامات او در رادیو عربی که شهرت بلبل خمینی را برایش در روزنامه‌های عربی آورد، به تنهایی کار بزرگی است. برگزاری جشنواره شعر عربی انقلاب و مقاومت در پاسخ به تبلیغات صدام بسیار خلاقانه و زیرکانه است. ارتباطات تشکیلاتی قبل و بعد انقلاب، مسئولیت واحد ارتباطات اجتماعی سپاه، حضور مستقیم در کشورهای منطقه در پوشش تجارت و رساندن پیام انقلاب به منظور خنثی کردن تبلیغات صدام هم شجاعت فراوانی لازم دارد. نقش‌بازی کردن او در سال‌های اسارت نیز فوق‌العاده است. بی‌شک باید جایزه «مقاومت، فرهنگ و ارتباطات» را به او داد.

    شاه، صدام و جمهوری اسلامی همه به او ظلم کردند؛ اما او شرایط سخت زندان را با یاد خدا گذراند. اما او هربار به شدت ضیعف از زندان‌ها برمی‌گشت.

    حجم اصلی کتاب به دوران اسارت اختصاص یافته است؛ دوره‌ای که به نوعی مبهم‌ترین و حماسی‌ترین دوره زندگی اوست. این در حالی است که دوره کودکی در آبادان، نوجوانی در عراق و به ویژه دوره جوانی در نجف از لحاظ شکل‌گیری شخصیت اصلی ملاصالح می‌توانست بیشتر مورد توجه باشد. ضمن این‌که آن دوره‌ها ارزش تاریخی خوبی هم دارند و کمتر مطالعه‌شده‌اند.

    پردازش دوران کودکی، طلبگی در نجف و قم، مبارزات تا پیروزی انقلاب و سال‌های اول انقلاب و نیز دوران زندان جمهوری اسلامی راضی‌کننده نیست. 

    این زندگی ظرفیت پردازش‌های مکرر و بیشتر را دارد و چندین فیلم‌نامه و سریال باید از این شخصیت ساخته شود. 

    در ضمائم کتاب نکاتی مطرح شده است که براساس اسناد، اخراج وفیق السامرایی از سمت عالی‌اش در نزد صدام در نتیجه تقیه هوشمندانه و ماهرانه ملاصالح بوده است. این موضوع در محتوای کتاب درنیامده است. آنچه روشن است، خدمات او به اسیران ایرانی به ویژه آن ۲۳ نفر است. به نظرم کتاب در رفع ابهام‌ها از زندگی او ناتوان است؛ هرچند توانسته یک قهرمان شورانگیز را به ما معرفی کند.

    با خواندن این کتاب بار دیگر به این نتیجه می‌رسیم خدا بازی‌های فراوانی بلد است. باور کنیم!

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    ملاصالح؛ سرگذشت شگفت‌انگیز مترجم اسرای ایرانی در عراق

    پدیدآور

    راوی: صالح قاری اسدی (متولد ۱۳۲۰)
    نویسنده: رضیه غبیشی

    ناشر

    قم، انتشارات شهید کاظمی

    قطع رقعی، چاپ هفتم، ۱۳۹۶- ۲۸۸ صفحه.


    دو خبر کوتاه:
    این کتاب به همراه کتاب آن ۲۳ نفر جزء کتاب‌های پویش مطالعاتی روشنا قرار گرفته است.
    این‌ شب‌ها در غرفه کتاب هیئت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق حضور دارم. بسیاری از کتاب‌ها آنجا با ۲۰ درصد تخفیف به فروش می‌رسد. عمده کتاب‌ها هم درباره شهدا و دفاع مقدس است. این کتاب هم با کاهش قیمت از ۱۲ هزار تومان به هشت هزار تومان فروخته می‌شود.

    به زودی در قفسه
    کتاب آخرین شلیک؛ خاطرات کاظم فرامرزی/ شرکت انتشارات سوره مهر تهران
    کتاب زخم شانه مسیح؛ علی شاه‌حاتمی/ انتشارت کتاب نیستان تهران
    کتاب خورشید مغرب؛ محمدرضا حکیمی/ انتشارات دلیل ما قم
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

  • نظرات() 
  • جمعه 31 شهریور 1396

    طرح جلد کتاب گردان گم‌شده
    کتاب «گردان گم‌شده»؛ خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع

    «گردان گمشده» درباره خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع است که در آن به چگونگی اشغال خرمشهر، رویدادها و اتفاقات زمان اشغال خرمشهر و در پایان به چگونگی آزادسازی خرمشهر می‏‌پردازد. 

    وقتی نیروهای عراقی در مستی و بی‌خبری پس از اشغال خرمشهر به سر می‌برند، جوانان و نوجوانان بسیجی به آنان شبیخون می‌زدند، عراقی‌ها تصور نمی‌كردند در این جنگ خونین، خرمشهر دوباره آزاد شود اما بر اثر رشادت رزمندگان ایرانی، عراق مغلوب این نبرد شد. سرگرد عراقی عزالدین مانع كه خود در این افعال نقش داشت، شرح وقایعی كه گردان او را در خرمشهر گرفتار كرده بود در این كتاب بازگو می‌كند. 

    در این کتاب آمده است: «...امروز آثاری که از افسران و سربازان عراقی منتشر می‌شود، بیانگر این نکته است که عراقی‌ها نیز مانند آلمان‌ها صاحب «ادبیات ضد جنگ» هستند؛ زیرا هم متجاوز بوده‌اند و هم مغلوب. آلمان‌ خاکسترشده هیچ هدف مقدس و ارزشمندی را در دو جنگ بزرگ جهانی دنبال نمی‌کرد. به همین خاطر، متجاوز شکست خورده نمی‌تواند «ادبیات مقاومت» خلق کند...»
     
    سرگرد مانع خاطرات بسیاری از جنگ در سینه محبوس داشته که عاقبت از طریق یک روزنامه توانسته به ثبت آنها بپردازد. وی بیان این خاطرات را تجربه ارزشمندی برای فرهنگ و ادبیات جنگ می‌داند زیرا ملت‌ها به تاریخ خود افتخار می‌کنند و به نظر وی ملت ایران این شایستگی را دارد که به خود فخر کند؛ چرا که تاریخ این ملت، تاریخ دفاع است. 

    سرهنگی در‌باره سرگرد عزالدین مانع معتقد است: «... از او مطلب زیادی نمی‌دانیم. او فقط همین یک کتاب را نوشت و نمی‌دانیم تا پایان جنگ بوده یا نه و چطور پایش به ایران رسیده است. او فقط مقدمه کوتاهی برای کتاب گردان گم‌شده نوشته و گفته است این نوشته سند گویایی از واقعیت‌های جنگ تحمیلی است که موجب رسوایی دشمنان ستم‏‌پیشه است.»

    مانع، زمان انتشار این کتاب را زمانی می‌داند که امت اسلامی به مرحله «عبور به سوی نور» رسیده است. خاطرات این سرگرد عراقی از زمان اشغال خرمشهر آغاز می‌شود و تا پایان آزادی آن ادامه می‌یابد.

    این خاطرات در بخش‌های «عراق جدید»، «مست در نیمه شب»، «تانک‌ها و پناهندگی»‌، «اعلام ستوان‌یار»، «گم‌شدن مواد غذایی»، «انفجار در ساعت یک»، «مرگ سرهنگ»، «سنگ ریزه‌های ارتش»، «قاتل کیست؟»، «شام دستگیری»، «ستون خون»، «شب قتل یک ملعون»، «مرگ  خانه خراب کن!»‌، «انفجار بزرگ»، «دستورات فرماندهی» و «شهر آزادشده» تنظیم شده است. 

    در پشت جلد کتاب آمده است: «کتابی که در پیش رو دارید، گوشه کوچکی از واقعیت بزرگی به نام جنگ است. ممکن است بعضی مطالب این کتاب با سلیقه و اخلاق ما فاصله داشته باشد، اما هیچ چیز عجیب‌تر و مفید‌تر از واقعیت نیست.»
     
    «گردان گم‌شده: (خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع)» با مترجم محمد‌نبی‌ ابراهیمی را انتشارات سوره مهر در 112صفحه، قطع رقعی برای نخستین‌بار سال 1386منتشر کرده بود. این اثر تاکنون چندین بار تجدید چاپ شده است.

    خب، این‌ها را با جستجو در اینترنت می‌توانید درباره این کتاب به دست آورید. من این نکته را اضافه کنم که فهم مقاومت خرمشهر، کلید فهم مقاومت هشت سال دفاع مقدس است. این کتاب برخی از زوایای این مقاومت را روشن می‌کند.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    گردان گم‌شده؛ خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع

    پدیدآور

    مترجم: محمدنبی ابراهیمی

    ناشر

    تهران، شرکت انتشارات سوره مهر

    قطع رقعی، چاپ چهارم، ۱۳۹۰- ۱۱۲ صفحه.


    به زودی در قفسه
    کتاب خورشید مغرب؛ محمدرضا حکیمی/ انتشارات دلیل ما قم
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 29 شهریور 1396

    کتاب خاطرات ژاژیلهکتاب «ژاژیله»؛ خاطرات دفاع مقدس داود طایفه‌خانی

    سال ۱۳۵۹؛ داود نوجوانی ۱۵ ساله کلینی بود که جنگ شروع می‌شود. از طرفی، درس و مشق مدرسه دارد. از طرفی هم خانواده به کمک او در کشاورزی نیاز دارد. اما جبهه را انتخاب می‌کند و با همه دشواری‌های روزهای نخست که سازمان رزم مشخصی نداریم، خود را به مناطق نبرد می‌رساند و فرماندهان ناچار به پذیرش او می‌شوند. داود در جبهه بزرگ می‌شود و در این کتاب، تا عملیات مرصاد و پایان جنگ را روایت می‌کند.

    سن تکلیف پسران در اسلام، ۱۵ سالگی است. نوجوانان سهم مهمی در جنگ ما داشتند. درک انگیزه‌ها و کیفیت حضور آن‌ها برای زندگی امروز هم درس‌آموز است. داود از ۱۵ تا ۲۲ سالگی در صحنه‌های سخت نبرد حضور داشت.

    ژاژیله جایی است سرد و کوهستانی. بخش‌هایی از کتاب، دشواری‌های نبرد در این مناطق را توضیح می‌دهد. چه از نظر سرما، چه از نظر نظامی و کمی از نظرگاه ایدئولوژیک؛ چرا در آن‌جا جنگیدیم؟!

    در جلد کتاب، عبارت «تاریخ شفاهی» به چشم می‌خورد. محتوای کتاب هم سؤال و جواب است. این کتاب به عبارتی حاصل ۴۰ ساعت مصاحبه است. البته به نظر می‌رسد سؤال‌ها خیلی خوب نیستند. در تاریخ شفاهی، سؤال خوب پرسیدن خیلی مهم است. با این حال، سرهنگ پاسدار داود طایفه‌خانی با اطلاعات فراوانش، توضیحات خوب و جامعی می‌دهد. 

    او خاطرات جزیی و موردی هم تعریف می‌کند، اما شاید سهم تاریخ تحلیلی دفاع مقدس بیشتر شده باشد. ضمن این‌که فصل‌بندی و چینش کتاب هم بیشتر بر مبنای عملیات‌ها و رویدادهای مهم دفاع مقدس است. 

    گستره زمانی کتاب هم جالب است. کودکی در یک فصل کوتاه روایت می‌شود. از فصل دوم (اولین اعزام!) تا هفدهم (عملیات مرصاد) روایت جنگ است. بنابراین یک دوره تاریخ دفاع مقدس با محوریت عملیات‌ها مرور می‌شود.

    بخش قابل توجهی از کتاب هم به استان سمنان، وقایع و شهدایش می‌پردازد. نظیر قضیه ترور امام جمعه شهر گرمسار که در نوع خود مهم است. پرداختن به دفاع مقدس شهرستان‌ها هم یک ضرورت همیشگی است.

    استفاده از رویکرد عالمانه تاریخ شفاهی به دفاع مقدس و جمع‌آوری خاطرات و دیدگاه‌ها در زمینه دفاع مقدس عامل مهمی در روشن ‌شدن حقایق و جلوگیری از تحریف دفاع مقدس است.

    پاورقی‌های کتاب که برای ارائه توضیحات تکمیلی، اولیه و نسبتاً فشرده و استاندارد اضافه شده‌اند، از نکات قابل‌تقدیر در تدوین کتاب است.

    فهرست اعلام و تصاویر (با زیرنویس) هم پایان‌بخش این کتاب هستند.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    ژاژیله؛ خاطرات داود طایفه‌خانی

    پدیدآور

    مصاحبه‌شونده: داود طایفه‌خانی (متولد ۱۳۴۴)
    مصاحبه‌کننده: حسین خدادادی
    تدوین: نازنین کاظمی (متولد ۱۳۶۴)
    ویراستار: محمدرضا بشارتی

    ناشر

    تهران، موزه دفاع مقدس تهران و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس

    قطع رقعی، چاپ اول، ۱۳۹۴- ۳۸۸ صفحه: ۸۰۰۰ تومان.


    به زودی در قفسه
    کتاب «بعثت،‌ غدیر، عاشورا... مهدی»؛ محمدرضا حکیمی/ انتشارات دلیل ما قم
    کتاب خورشید مغرب؛ محمدرضا حکیمی/ انتشارات دلیل ما قم
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

    تشکر
    مسئلت خیر دارم برای دوست و برادرم حسین مهدی‌پور که امکان مطالعه این کتاب را برایم فراهم کرد.
     
    اخبار غیرمرتبط:
     ۲ جلد به مجموعه «من دیگر ما» اضافه شده است و ویرایش جدیدی از آن موجود است. (بخرید)
    مسابقه کتاب و زندگی وارد دوره جدید شد؛ دخیل عشق نوشته مریم بصیری (بیشتر)
    رمان جدید حاج آقا مظفر سالاری (نویسنده رؤیای نیمه‌شب) با عنوان «دعبل و زلفا» در مضمون عاشقانه منتشر شد.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 19 شهریور 1396

    تبسم‌های جبهه خاطرات طنز و شاد دفاع مقدسکتاب «تبسم‌های جبهه»، خاطرات طنز؛ حمید داودآبادی

    نویسنده: حمید داودآبادی
    رزمنده بازمانده دفاع مقدس. البته سال ۶۱ لبنان هم بوده. حداقل دو تا مصاحبه با سید حسن نصرالله گرفته که کتابش کرده. خبرنگار و عکاس، نویسنده و یک فعال فرهنگی. فعال فضای مجازی و وبلاگ‌نویس. طنزپرداز. کمی هم بازیگر. رفیق قدیمی مسعود ده‌نمکی. یک کمی هم تپل و خسته. پژوهشگر و پیگیر قضیه حاج احمد!
    این‌ها بخشی از تصویری است که من از حمید داودآبادی دارم! خداحفظش کند.

    گردآوری تبسم‌های جبهه
    کسی که از معراج‌برگشتگان را خوانده باشد، با داودآبادی آشناست. چه برسد به آن‌هایی که کتاب‌های متعددی از او خوانده‌اند. واقعیتش این است که خاطرات این کتاب عمدتاً تکراری هستند ولی باید از نویسنده و رفیقش (ص۹) تشکر کرد که موجب شد تا یک مجموعه جدید با محوریت خاطرات باحال جبهه‌ای منتشر شود.

    خواندنی سنگین
    به کارگیری قلم نسبتاً درشت، عکس‌های فراوان (به ازای هر خاطره، یک عکس)، صفحه‌آرایی و قطع مناسب، همه دست به دست هم داد تا نثر همیشه‌خواندنی حمید داودآبادی سریع‌تر از همیشه خوانده شود. مثل بیشتر اوقات، این کتاب را در اتوبوس و مترو، در یک رفت‌وبرگشت به محل کار خواندم. وزنش کمی زیاد بود و دستان کم‌توانم خسته می‌شد!

    از جلف‌بازی تا شهادت‌طلبی
    انصاف این است که این کتاب فقط به خاطرات جلف و مسخره‌بازی‌ها نپرداخته است؛ هرچند آن‌ها را هم صادقانه روایت کرده است. در این کتاب و نیز دیگر کتاب‌های داودآبادی، همراهی فضای شوخ‌طبعی رزمندگان با معنویت، ایثار، شجاعت (و ترس) تصویر واقعی‌تر از جبهه (خط مقدم و اردوگاه‌ها) و جنگ (آفند و پدافند) نشان داده است.
    البته خوانندگان خودشان باید عاقل باشند و تشخیص بدهند که مثلاً غیبت یا مردم‌آزاری هرچند در جبهه‌ها هم به نوعی وجود داشته است، ولی الگوی مطلوب شوخی با غیبت و مردم‌آزاری و صدمه زدن به بیت‌المال به دست نمی‌آید. شهدا خیلی هم الگو نیستند! گاهی از معیارها خارج می‌شوند!

    تاکنون از حمید داودآبادی خوانده‌ام:
    یاد یاران؛ احتمالا اولین جلد خاطرات داودآبادی
    یاد ایام؛ کاملترش
    تبسم‌های جبهه، خاطرات طنز و شاد دفاع مقدس، نشر شهید کاظمی
    کمین جولای ۸۲؛ از کتب منبع در قضیه ربودن دیپلمات‌ها
    سید عزیز: معرفی سید حسن نصرالله
    آنکه فهمید... آنکه نفهمید
    تفحص: گزارش و خاطرات تفحص پیکر شهدا (ویرایش جدید)
    پهلوان سعید؛ شهید سعید طوقانی

    از حمید داودآبادی می‌خواهم بخوانم:
    دیدم که جانم می‌رود؛ بخش خاطرات با شهید مصطفی کاظم‌زاده
    نامزد خوشگل من
    چادر وحدت (خاطرات ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰)
    عقل درخشان
    سه شهید
    مثل آب خوردن (خاطره‌نویسی)

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    تبسم‌های جبهه؛ خاطرات باحال و قشنگ بچه‌های جبهه و جنگ

    پدیدآور

    حمید داودآبادی (متولد ۱۳۴۴)

    ناشر

    قم، نشر شهید کاظمی
    چاپ قبلی: مجد اسلام

    سایر توضیحات

    قطع رقعی، چاپ دوم، ۱۳۹۴- ۲۹۶ صفحه: ۱۲۵۰۰ تومان.


    به زودی در قفسه
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

    تشکر
    مسئلت خیر دارم برای دوست و برادرم حسین مهدی‌پور که امکان مطالعه این کتاب را برایم فراهم کرد.

  • نظرات() 
  • شنبه 31 تیر 1396

    کتاب «مثل روزهای اول»؛ خاطرات خلبان جانباز سید داود فرهادی/ سمیرا سادات امامی

    این کتاب را به پیشنهاد دوستم آقا مهدی خواندم. 

    کتاب «مثل روزهای اول» به زندگی خلبان جانباز سید داود فرهادی می‌پردازد. او در دوره شاه به عضویت هوانیروز در می‌آید و بعد از انقلاب اسلامی با بالگردهای کبرا حماسه می‌آفریند؛ هم در مبارزه با نفاق و هم در مبارزه با صدام. جالب آن‌که سرانجام در عملیات مرصاد و مبارزه با منافقین، بالگردش سقوط می‌کند و شهید صیاد شیرازی، گواهی شهادتش را امضا می‌کند اما او و رفیقش جان سالم به در می‌برند و از چنگال منافقین فرار می‌کند. چیزی نمانده بود که خودی‌ها آن‌ها را بکشند که...

    مرحوم حجت‌الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی که در مراسم تشییع ایشان حاضر شده بود، می‌گوید صبر کنید تا جنازه‌هایشان برسند!

    باید به حافظه این خلبان آفرین گفت که این حجم از جزییات را تعریف کرده است؛ چه از دوره کودکی و آموزش‌های قبل انقلاب و چه موارد مرتبط با عملیات‌ها و رویدادهای جنگ و پس از آن. کتاب از نظر صفحه‌آرایی و ویرایش بسیار ضعیف عمل کرده است. بی‌شک، این خاطرات ناب جای کار به صورت چندین فیلم سینمایی را دارد.

    صداقت و انصاف این خلبان در بیان خاطرات مشخص است و از این جهت، قابل تقدیر است. به عنوان مثال او تنها جنبه‌های منفی و ضعف‌ها را اشاره نکرده بلکه به صراحت برخی ویژگی‌ها و کارهای خوب هوانیروز در رژیم گذشته و یا ویژگی‌های خوب استاد آمریکایی‌اش را بیان کرده است.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    «مثل روزهای اول»؛ خاطرات خلبان جانباز سید داود فرهادی

    پدیدآور

    خاطرات: سید داود فرهادی، متولد ۱۳۳۳

    تدوین: سمیرا سادات امامی، متولد ۱۳۶۱
    تهیه‌کننده: اداره‌کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان سمنان

    ناشر

    پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق، انتشارات زمزم هدایت قم

    سایر توضیحات

    چاپ اول: ۱۳۹۴، ۱۷۶ صفحه،‌ مصور- ۷۵۰۰ تومان.


    به زودی در قفسه
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم
    کتاب حماسه تپه برهانی؛ سید حمیدرضا طالقانی/ انتشارات عماد فردا تهران
    کتاب بیایید با هم مهربان باشیم؛ سازمان نهضت سوادآموزی/ انتشارات کتاب نشر

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات مطالب قفسه:3
    • 1  
    • 2  
    • 3  

    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب:
    • آخرین بازدید :
    • روزآمد شده در: