قفسه‌: نقد و نگاه من به کتاب‌هایی که خوانده‌ام Qafase.IR

معرفی، نقد، بررسی و تحلیل كتاب با تاكید بر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

یکشنبه 27 آبان 1397

زندگی شهید موسی جمشیدیان، از مدافعان حرم به قلم #کبری_خدابخش
نشر #دارخوین اصفهان
۱۰۴ ص، ۷۰۰۰ ت، چاپ اول: ۱۳۹۶
معرفی کتاب«چشم‌روشنی»؛ / روایتی داستانی از زندگی شهید مدافع حرم «موسی جمشیدیان»
متأسفانه از طرح جلد کتاب‌های روایت فتح استفاده شده درحالی‌که متعلق به این ناشر نیست.
هم‌چنین متأسفانه نام این کتاب با نام کتابی منتشر شده از سوی انتشارات شهید کاظمی، یکی است.

www.Qafase.ir | @Qafase
با #کتاب، تازه بمانید:
:point_right: ble.im/join/ZTk3NGIyNT

  • نظرات() 
  • جمعه 25 آبان 1397

    چشم‌چرانی! به قلم جمعی از بانوان

    انتشارات #پیام_اسلام، ۲۱۶ صفحه، جیبی، سال انتشار ۱۳۵۸

    این کتاب‌های قدیمی که با مشارکت مخاطبان و چاپ نامه‌های اونا منتشر می‌شد، خیلی دوست‌داشتنی هستند. ساده، صریح و بدون تکلف، به ابعاد مختلف ماجرا پرداخته است. امروزه مجله‌های ما هم این‌قدر تعاملی نیستند.

    www.Qafase.ir | @Qafase

    با #کتاب، تازه بمانید:

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 3 آبان 1397

    کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» خاطرات میرزامحمد سلگی به قلم حمید حسام

    کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» خاطرات میرزامحمد سلگی؛ خاطرات سردار جانباز میرزا محمد سلگی فرمانده گردان 152 حضرت اباالفضل علیه السلام لشکر 32 انصارالحسین علیه السلام به قلم حمید حسام

    کارهای خوب #حمید_حسام سهم #همدان را در ادبیات #پایداری برجسته کرده است.


    در کتاب‌های مختلفی از میرزامحمد خوانده بودم. خدا راهش را حفظ کند؛ تراز تصمیم‌گیری و فرماندهی جنگ را جابجا کرده است این مرد.

    مصاحبه‌گر: جمشید طالبی
    ۷۴۲ صفحه

    #خاطرات
    #صریر
    #بیست‌وهفت
    #دفاع_مقدس

    www.Qafase.ir | @Qafase
    با کتاب، تازه بمانید:
    :point_right: ble.im/join/ZTk3NGIyNT

  • نظرات() 
  • دوشنبه 2 مهر 1397

    رسول ابلیس نگاهی به تحریفات مدعی یمانی احمد اسماعیل بصری

    کتاب «رسول ابلیس» نگاهی به تحریفات مدعی یمانی احمد اسماعیل بصری

    مدعیان دروغین#مهدویت همیشه بوده‌اند.
    #احمد_بصری هم هواداران زیادی جمع کرده است و حتی درگیری و کشتار هم راه افتاد. جریانش هم زنده است و قربانی می‌گیرد.
    کتاب خوبی است؛ اما در بعضی جاها مخاطب عمومی اذیت می‌شود. همچنین خشم نویسنده از اشتباهات علمی این جریان زیاد است و بهتر است بعضی عبارات بازنویسی شوند.
    محمدمهدی #سلمان‌پور
    کتاب #جمکران

    www.Qafase.ir | @Qafase
    با کتاب، تازه بمانید:
    :point_right: ble.im/join/ZTk3NGIyNT

  • نظرات() 
  • سه شنبه 13 شهریور 1397

    #حسین_نیری

    #سوره_مهر

    #روزهای_انقلاب

    گویا کتاب جمعه سیاه قرار بوده برای #نوجوانان باشد. البته توانسته بخشی از #تاریخ #انقلاب_اسلامی را روایت کند.

    راستی موضوع کتاب آتش‌سوزی سینما رکس نیست بلکه کشتار #هفده_شهریور است.

    هرچند طراحی کتاب، خبر از نثر داستان‌گونه می‌دهد ولی بیشتر شبیه کتاب‌های خشک تاریخی شده است.

    www.Qafase.ir | @Qafase

    با کتاب، تازه بمانید:

  • نظرات() 
  • دوشنبه 1 مرداد 1397

    کتاب فیلم‌نامه شومن بهزاد بهزادپور
    کتاب فیلم‌نامه شومن؛ بهزاد بهزاد‌پور
    شبیه #فیلمنامه‌های خارجی است. ظاهرش سرقت از بانک است و باطنش نقد رسانه‌ها؛ همدستی زر و زور و تزویر.
    از مجموعه متون فاخر نیستان
    #بهزاد_بهزادپور
    نشر کتاب #نیستان تهران

    www.Qafase.ir | @Qafase
    با کتاب، تازه بمانید:
    :point_right: ble.im/join/ZTk3NGIyNT

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 10 اسفند 1396

    طرح جلد کتاب وقتی مهتاب گم شد خاطرات علی خوش لفظ همدان حمید حسام
    کتاب «وقتی مهتاب گم شد» خاطرات علی خوش‌لفظ

    چند نکته به طور گذرا:
    قلم سردار حمید حسام و اطلاعات نظامی او قابل تقدیر است.
    علی خوش‌لفظ هم زندگی جالبی داشته است. چه در نوجوانی و چه در جوانی که در کنار بازیگوشی‌ها به جهاد گذشت. 
    یک مزیت خوب کتاب، سیر تطور علی خوش‌لفظ است. علی خوش‌لفظ مرحله به مرحله پیشرفت می‌کند.
    او یازده بار مجروح شده است. با حاج احمد متوسلیان در مریوان آشنا می‌شود و جزء نیروهای شناسایی‌کننده عملیات فتح خرمشهر است. با بیش از ۹۰ شهید عقد اخوت بسته است!

    خیلی دلم می‌سوزد برای کسانی که به تدریج دوستانشان شهید شدند و خودشان جا ماندند. (من فقط یکی از دوستانم تو سوریه شهید شده؛ اما یک چیزهایی درک کرده‌ام.) علی خوش‌لفظ هم از آن‌ها بود. تازه چه بسیار افرادی که او پای آن‌ها را به جبهه باز کرد و شهید شدند و علی تنها ماند. دو برادرش شهید شدند و او ماند. علی ماند تا آقایش، سید علی خامنه‌ای او را شهید زنده بخواند. شاید خیلی‌ها قدرش را و قدر پیشکسوتان جهاد و شهادت را بدانند. و سرانجام علی رفت به دوستان شهیدش پیوست. دیگر رسالت زینبی‌اش را هم انجام داده بود. کتاب علی چاپ شده است و به جمع ماندگارها پیوسته است.

    علی خوش‌لفظ هم همدانی است. مثل سردار حسین همدانی [کتاب‌های مهتاب خین، پیغام ماهی‌ها، خداحافظ سالار و...] و علی چیت‌سازیان [گلستان یازدهم]. مثل مرتضی نادرمحمدی [رد پابرهنه‌ها] از ملایر که کتابش را دارم می‌خوانم. مثل ستار ابراهیمی [دختر شینا]. تاریخ دفاع مقدس به برکت قلم جناب آقای حمید حسام و سرکار خانم بهناز ضرابی‌زاده روزبه‌روز دارد شناخته‌تر می‌شود. زمانی می‌گفتیم تاریخ دفاع مقدس شهرستان‌ها مظلوم است و فقط به سرداران تهرانی پرداخته می‌شود. امروز بعضی استان‌ها عقب‌ماندگی خود را تا حدودی جبران کرده‌اند و مردم هم استقبال کرده‌اند. خدا رو شکر.
    راستی خاطرات خانم دباغ و راز نگین سرخ (محمود شهبازی) و کتاب‌هایی از این دست هم بخش‌هایی از همین تاریخ است. حیفم آمد اینجا یادی از آن‌ها نکنم.

    این کتاب را شب‌ها قبل از خواب می‌خواندم. کتاب حجیم و سنگینی بود و مناسب اتوبوس و مترو نبود.

    حضرت آقا هم درباره این شهید و هم درباره کتاب و نویسنده سنگ تمام گذاشته است. هم تقریظ و هم پیام تسلیت شهادت.



    اطلاعات کتاب‌شناسی اثر:

    عنوان کامل کتاب

    وقتی مهتاب گم شد
    خاطرات علی خوش‌لفظ

    مصاحبه و تدوین:

    حمید حسام (متولد ۱۳۴۰)
    کاری از حوزه هنری همدان

    ناشر:

    تهران، شرکت انتشارات سوره مهر

    چاپ:

    چهاردهم، ۱۳۹۶، ۶۵۲ صفحه، ۱۹۰۰۰ تومان.


    این مطلب را دو ماه پیش نوشته بودم. متأسفانه دیر متوجه شده‌ام که در حالت چرک‌نویس قرار گرفته و منتشر نشده است.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 9 اسفند 1396

    طرح جلد کتاب «ر ه ش»؛ رضا امیرخانی
    شورش امیرخانی علیه شهر!
    به قلم نویسنده مهمان: محسن احمدی
    دانشجوی دکتری ادبیات

    رهش ادامه قیدار، منِ او، بیوتن و ارمیاست. نقدی عالمانه و متخصصانه علیه شهری که دیگر شهر نیست؛ حتی ش ه ر هم نیست ر ه ش است. شهری نامتوازن، به هم ریخته، بی آداب، بدون هوا و غیره.
    رضا امیرخانی در رهش بازگوکننده داستان زن و شوهر و پسربچه‌ای است که هر سه گرفتار تهران‌اند. زن و شوهر هر دو معماری خوانده اند و مهندس معماری‌اند. فرزند آن‌ها یعنی ایلیا سلِ کودکان دارد و مادرش معتقد است عاملش هوای تهران است. مرد اول داستان حالا معاون شهردار منطقه 1 تهران است و زنی که همه دغدغه اش ریه های ایلیا فرزندش است. مردی که همه دغدغه‌اش پیشرفت شغلی و ارتقا مقام است و زنی که مادر است و دیگر هیچ! به قول خودِ لیا (زن داستان) خودش هم فکر نمی کرد که مادری روزی همه شغلش باشد و اکنون هست. مادری که تنها و تنها به سلامت ریه فرزندش و فرزندان این شهر می اندیشد. شخصیتهای داستان هم قابل حدس اند؛ بساز-بفروش بیسوادی که خرپول است و حاکمیت و مردم را سرکیسه میکند. منشی ای که نقشش رونق دادن به کار و بار بساز-بفروش بیسواد داستان است و از بداقبال تحصیل کرده رشته ادبیات فارسی است! ارمیایی که مثل همیشه درویش‌مسلک و انقلابی است. درویشی که در قید همه چیز هست و در قید هیچ چیز نیست؛ جبهه‌رفته است و شهرگریز. مؤانست با حیوانات بی زبانش را بر مؤانست با حیواناتی که به قول خودش «نطقی اضافه بر دیگر حیوانات دارند» ترجیح مینهد و بر فراز کوه دارآباد زندگی میکند. ارمیا قدسی است و نفسش آرام بخش دلهره‌های شهری و برای هر مشکلی راهکاری دارد بومی و بی آزار.

    رهش مانند بیشتر آثار امیرخانی نقد درون‌گفتمانی است. کسانی که با قشر حزب‌اللهی مؤانست دارند، می‌دانند که حزب‌اللهی‌ها دو دسته متمایز دارند. برخی در همه حال و در همه حالتی مدافع تمام و کمال حاکمیت اسلامی و همه رفتارهای درست و غلط آن هستند. برخی نیز سره شناسند. با عقلانیت متکی به ایمان بین رفتارهای غلط و صحیح تفکیک قائل می‌شوند. رفتارهای صحیح را تمجید می‌کنند و رفتارهای ناصحیح را فریاد می‌زنند؛ گاه فریاد که نه، علیه آن می‌شورند و شهری را می‌شورانند. امیرخانی بی‌شک از دسته دوم است. اصول‌دان است اما اصولگرا نیست. اصلاح‌خواه است اما اصلاح‌طلب نیست. دو لتی باشد گویا عوض سه لتی بودن!
    داستان رهش شوریدن علیه معماری شهری است که خانه‌هایش مانند جعبه‌های دستمال کاغذی است که عمودی کنار هم چیده باشند. ساختمان‌هایی بدریخت و بدقواره که مانند آینه دق هستند و نیستند. امیرخانی در رهش شهری روایت می‌کند که دائماً «از جسمش می‌برند و به جانش می‌خورانند». کلیدی‌ترین حرف امیرخانی در رهش تشابه تهران به زن بدکاره‌ای است که در زمان صفویه، شاه از «شفایی!» می‌خواهد تا ضمن اینکه هر روز از گوشت بدنش به خوردش دهد، نگذارد که بمیرد؛ یعنی مجازات خودبس! و شفایی ۳۸ روز با خدعه و تمهید او را زنده می‌دارد. شهری که در آن تراکم‌فروشی می‌کنند که خیابان‌ها را عریض‌تر کنند و بزرگراه دوطبقه بسازند تا ترافیک حل شود اما خریداران تراکم‌ها ماشین می‌خرند وارد خیابان‌ها می‌شوند و دوباره ترافیک و دوباره داستان «یک حاجی بود، یک گربه داشت... گوشت را گرفت طاقچه گذاشت... گربه آمد گوشت را خورد... حاجی آمد گربه را کشت...».
    شاید قشری و گروهی نقدهای امیرخانی را حواله شخصی خاص و دوره‌ای خاص در شهرداری کنند اما نقد امیرخانی جسورانه تمام شخصیت‌های تأثیرگذار بر معماری شهر تهران در بعد از انقلاب را هدف می‌گیرد. با انتخاب هوشمندانه شخصیت مرد داستان یعنی علا، به زندگی خصوصی این مدیران سرک می‌کشد و حتی خاله‌خانباجی‌های زنانشان را تیز و تند به نقد می‌کشد. 
    داستان از زبان اول شخص روایت میشود اما توسط سه شخص: 1- زن نقش اول داستان یعنی لیا که بخش اعظم داستان را روایت میکند 2- تهران که زنی است که دیگر توجه هیچ مردی را به خود جلب نمیکند و از زنانه‌گی چیزی برایش نمانده 3- منشی بساز-بفروش خرپولی که از سر ناچاری باید روزانه هزاران دروغ را به خورد مشتریان او بدهد و دست برقضا او هم از اینکه از زنانه‌گی چیزی برایش نمانده، گله دارد.

    پایان‌بندی داستان مانند ارمیا و بیوطن و غیره، غیرمنتظره و تا حدودی فراواقعی است. پایان‌بندی داستان به عهده ارمیاست و حرفهای صوفیانه‌اش که برآمده از دردهای انقلابی‌گری است نه از سر کنج عزلت نشینی و اوراد و اذکار خواندن.
    امیرخانی لحظه‌هایی بس شیرین روایت میکند اما بازگو نمی‌کند که بحران اصلی تهران، ضعف مدیران و بی تدبیری مسئولان نیست -که این هم البته هست و به جا هم هست- بلکه بحران مدرنیته است. بحران دور شدن انسان از خدا و گرفتار شدن در دام زندگی غربی. امیرخانی اگرچه معتقد است که هر مسئول در شهرسازی باید خانه مادربزرگش را فرایاد بیاورد و ریشه‌هایش را نباید از یاد ببرد اما نمیگوید که تکلیف ما با دنیای غرب چگونه باید باشد. بگریزیم یا بستیزیم یا بسازیم؟!

    در بخشی از داستان ناخواسته به مقام چادر و ارج و اعتبار آن ظلمی روا داشته شده که بعید میدانم عامدانه باشد؛ چراکه امیرخانی را همه میشناسیم. چادر گویی نشان مادرها که نه نشان مادربزرگهای ماست؛ باید آن را لای بقچه قدیمی مامان پیدا کرد و محض رعایت شئونات ورود به بسیج پوشید! تلخ است و ناتندرست به نظرم!

    اطلاعات کتاب‌شناختی:

    عنوان کامل کتاب

    ر ه ش

    نویسنده

    رضا امیرخانی

    ناشر

    تهران، انتشارات افق

    سایر توضیحات

    چاپ اول، ۱۳۹۶، قطع رقعی، ۱۹۲ صفحه، ۱۸۰۰۰ تومان


    قفسه را می‌توانید در پیام‌‌رسان‌های ایرانی دنبال کنید: @Qafase

  • نظرات() 
  • یکشنبه 1 بهمن 1396

    کتاب یاور صادق؛ خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بناییکتاب «یاور صادق» خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی

    نشر فاتحان، چند کار در مورد فعالیت‌های اصناف در دوره جنگ دارد. یکی از این کتاب‌ها و شاید بهترین آن‌ها «عباس دست‌طلا» است. این کتاب که به خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی می‌پردازد، بعضا اشاراتی هم به عباس دست‌طلا (باقری) دارد. البته اختصاصی به دفاع مقدس ندارد و بخش عمده‌ای از آن به خاطرات قبل از انقلاب اقامحمدصادق بنایی می‌پردازد.

    یک لایه جنگ که اتفاقاً جنبه مردمی آن را به خوبی نشان می‌دهد، پشتیبانی از جنگ است. اصناف (به ویژه با تشکیل ستاد پشتیبانی اصناف جنگ) در زمینه پشتیبانی خوبی از خود به نمایش گذاشتند و بسیار قوی‌تر از دولت ظاهر شدند. خاطرات جناب بنایی در این زمینه برخی غبارها را در این زمینه می‌روبد.

    به نظر می‌رسد راوی در بعضی‌ جاها با تقوا عمل کرده و مسائلی را ناگفته باقی گذاشته است.

    هم‌چنین از پردازش اثر ناراضی هستم. این کار، دقت و زحمت بیشتری می‌طلبید. هم سیر زمانی و هم سیر موضوعی اتفاقات خوب رعایت نشده است. عنوان‌بندی فصل‌ها به ویژه در فصل‌های مربوط به قبل انقلاب هم اصلاً رضایت‌بخش نیست. 

    محمدصادق بنایی، از اهالی شهر خامنه است. در دوره جنگ، رئیس‌جمهور (سید علی خامنه‌ای) و نخست‌وزیر (میرحسین موسوی) هم از همان شهر بودند.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    یاور صادق؛ خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی

    پدیدآور

    حسین نیری (متولد ۱۳۵۰)

    ناشر

    تهران، انتشارات فاتحان

    قطع رقعی، چاپ دوم، ۱۳۹۴- ۲۵۶ صفحه.

    به زودی در قفسه
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

  • نظرات() 
  • جمعه 15 دی 1396

    طرح جلد کتاب ۱۷۵ اقیانوس میلاد عرفان‌پور
    کتاب مجموعه شعر «۱۷۵ اقیانوس» میلاد عرفان‌پور
    عرض ارادتی به ساحت شهدای غواص

    شهدای غواص را که آوردند، فضای کشور تا مدت‌ها تحت تأثیر قرار گرفته بود. شاعران هم در این میان، به آفرینش آثار هنری خود پرداختند. میلاد عرفان‌پور در نقش یک مدیر فرهنگی جوان توانست مجموعه باارزشی از این اشعار را گرد هم آورد. 

    در مجموعه او، شعر شاعران بزرگی چون علیرضا قزوه، عبدالجبار کاکایی، سعید بیابانکی، علی محمد مؤدب، مصطفی محدثی خراسانی و دیگرانی چونسعید حدادیان، حامد عسکری، محمدمهدی سیار، میلاد عرفان پور، عباسعلی یونسی سپاهی، نغمه مستشار نظامی، عبدالرحیم سعیدی‌راد، منیژه درتومیان، محمدرضا طهماسبی، محمدحسین انصاری‌نژاد، علیرضا رجبعلی‌زاده، محمدحسن حسینی، بشری صاحبی، نفیسه‌سادات موسوی ایرانی، امیرعلی سلیمانی، علی شکاری و جمعی دیگر از شاعران شناخته‌شده و جوان و گمنام کنار هم قرار داده شده است.

    خواندن این مجموعه ضمن یادآوری مجاهدت رزمندگان، احساسات پاک و فطری شما را به جوش و خروش درمی‌آورد.

    درباره نویسنده:
    میلاد عرفان‌پور متولد ۱۳۶۷ شیراز است. تحصیلات دانشگاهی خود را در دوره کارشناسی‌ارشد پیوسته رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به پایان برد.
     او در سال ۱۳۸۵ توانست جایزه جشنواره جوان خوارزمی را برنده شود و بعد از آن بارها مورد تقدیر و توجه قرار گرفته است. او در کنار دکتر محمدمهدی سیار، از شاعران اصلی هیئت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام است. رهبر معظم انقلاب به او و شعرش توجه ویژه‌ای نشان داده‌است. میلاد عرفان‌پور در مجموعه شهرستان ادب فعالیت می‌کند.

    از او منتشر شده است:
    • از شرم برادرم (خوانده‌ام.)
    • پاییز بهاریست که عاشق شده است (خوانده‌ام.)
    • پادشهر (خوانده‌ام.)
    • جشن فراموشی‌ها (خوانده‌ام.)
    • بی‌خبری‌ها (خوانده‌ام.)
    • ناخوانده
    • از آخر مجلس (خوانده‌ام.)
    • درباره تو
    • راهبندان
    • ۱۷۵ اقیانوس (خوانده‌ام.)
    • چاره‌ها (خوانده‌ام.)
    اطلاعات کتاب‌شناسی اثر:

    عنوان کامل کتاب

    ۱۷۵ اقیانوس-مجموعه شعر
    عرض ارادتی به ساحت شهدای غواص

    نویسنده:

    به کوشش: میلاد عرفان‌پور (متولد ۱۳۶۷-شیراز)

    ناشر:

    تهران،‌ مؤسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب
    انتشارات صریر

    چاپ:

    دوم، ۱۳۹۴، ۱۰۴ صفحه، ۵۰۰۰ تومان.

     به زودی:
    کتاب یاور صادق؛ خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی/ انتشارات فاتحان

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات مطالب قفسه:9
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  

    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب:
    • آخرین بازدید :
    • روزآمد شده در: