آقا وحید

چای هم زیاد می‌خورد. ص14

-داستان دیو و غول که واقعیت ندارد!

-دیو نماد است. سمبل ظلم. باهاش می‌جنگیم و از بین می‌بریمش. ص 16

خانه، پایگاهی بود برای بچه‌های مختلفی که با او کار می‌کردند. خانه، حکم ایستگاه صلواتی را هم داشت. غذا و چای و استراحت همیشه به راه بود. ص 18

کم می‌خوابید. همیشه می‌گفت: من نمی‌خوابم، غش می‌کنم. موقع خواب زانوها را توی شکم جمع می‌کرد، ول نمی‌خوابید. ص35

در شبانه‌روز حدود 20 ساعت کار می‌کرد. از ثانیه‌ها استفاده می‌کرد. ص 57

مرا منفجر می‌کنند. دفتر حزب، چون افراد بنی‌صدر دائم در حال رفت و آمدند و هیچ کنترلی هم نمی‌کنند. ص 85


این‌ها یادداشت‌های من بود از این کتاب خواندنی. هر صفحه کتاب به یک موضوع می‌پردازد. کوتاه و روان نوشته شده است. ان‌شاءالله که توانسته باشد در مقیاسی کوچک، عظمت و ابعاد این شهید خوش‌سیما و خوش‌فکر را نشان دهد. از ظرفیت‌های نهفته انقلاب اسلامی، توجه به همین نمونه‌های انسان ترازی است که در پرتو تعالیم آسمانی اسلام تربیت شده‌اند و در جوانی ره صدساله را رفته‌اند. دعا کنید ما نیز ره‌روی همین راه باشیم.


اطلاعات کتاب‌شناختی اثر:

عنوان کامل:

آقا وحید: برش‌هایی از زندگی و مبارزات شهید دکتر عبدالحمید دیالمه

پدیدآور:

محمدمهدی خالقی و حجت احمدی زر

اطلاعات نشر:

قم، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها: دفتر نشر معارف

نسخه‌ای که من خواندم:

چاپ دوم، 1389، 96 صفحه، 1000 تومان

قطع: خشتی (مربعی) کوچک


خرید اینترنتی کتاب آقا وحید: از پاتوق کتاب به مبلغ هزار تومان
برای آنانی که دیالمه را نمی‌شناسند: او 27 ساله بود که در جریان انفجار تروریستی دفتر حزب جمهوری اسلامی شهید شد. دیالمه آن زمان، نماینده مجلس شورای اسلامی بود! بیشتر بدانید